سلام دوستان... من زن دوم هستم و شوهرم مطلقه فرزنددار بودکه اومد خواستگاریم...شوهرم مرد خوبیه ولی مشکل ودغدغه من اینه که هنوزم زن اولشو دوست داره یا نه؟ چون بارها تو اینستا کامنت ها رو که خوندم خیلیها چه زن چه مرد نوشته بودن بعد جدایی حالمون خوب نیست حتی بعدچندسال... حالا حرف من اینه که اگه آقایون یاخانمهاازدواج دوم داشته باشند بازم درگیر همون همسر قبلیشون هستن... اگه اینجور باشه که به ما ظلم میشه چون ماهم احساس داریم و دوست داریم همه فکر همسرمون پیش ما باشه نه اینکه با ما زندگی کنه ولی فکرش جای قبلی درگیر باشه... و سوالم اینه که جدایی از همسر دوم هم مثل همون اولی سخته یا نه؟ یا فقط جدایی از همسر اول سخته... کیا مثل من همسرمردمطلقه هستن وآیاهمین حس منو دارین؟؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نمیدونم والا من چون ازدواج مجدد هستم حودم هیچ حس و حال خوشی از همسر قبلیم تو فکرو ذهنم نیست هر کسی یاد گذشته میوفته ولی علاقه ای نیست
دلیل طلاق چی بوده ؟
تعلیقم کردین چون گفتم علت گرونی کیه یا چیه؟ بدرک ولی تویی که گزارش میزنی با یزید فرقی نداری چون اونم از دید خودش تو مسیر درست بود هم نماز میخوند هم اهل عبادت بود وضع مردمت رو ببینی ولی طرفدار عامل باشی از یزیدم بدتری
بستگی داره همسر اول چطور باشه اگه خیلی اذیت شده باشن کلاسشون بیوفتهبر نمیگردند بردارن. اینجوری بخوای فکر کنی خیلیا قبل ازدواج چندین دوست داشتن الان باید هی به اونا فکر کنن؟ خودتو دست کم نگیر واقعا به اعتماد به نفس خودت بستگی داره اینکه خودتو چطور بدونی .
قطعا یه موقع هایی تو زندگی به زن اولش هم فکر میکنه بستگی داره جداییشون به چه دلیل بوده باشه، به نظرم طلاق از همسر اولی که همه چی رو واسه اولین بار با اون تجربه کرده حتی جدایی واسه همسرتون با وجود یه بچه سختتره تا با همسر دوم برای بار دوم