کاملا عادیه برامن
حالم بد بود صبح زود تا بچه خواب بود رفتم بیمارستان چون تب و لرز داشتم سرم نوشت
زنگ رو زنگ
فش میداد ک کجایی باید برم سرکار و فششششش میداد
با حال خراب اومدم خونه
ماشین داشت نیومد خونه
پول دکترمم از پول توجیبی خودم دادم
تهشم یه ساعت بعد رفت کار
خونه رو اینقد بهم ریخته بود سر صبونه خوردنش که نگو
نون رو زمین.مایتابه وسطه هال
خلاصه اینقد جمع کردم که دوباره افتادم عصررفتم دکتر دوباره
جای راه رفتن نزاشته بود