نخیر یک پدرومادر که سنی ازشون گذشته که به چه کار بچه شما میان
وقتی ازت محبت نمیبینه باباش هم که رهاش کرده از بی کسی رو اورده به پدرومادرتو
میدونم شرایطت سخته ولی مگه تقصیر اون طفل معصوم هست
شما به دنیا اوردی نمیتونی ولش کنی بری پی خوشبخت کردن خودت که اینجور هیچ وقت خوشبخت نخواهی شد میشی یکی مثل مادر من که دیگه پشیمونی فایده نداره حاضر نیستم حتی صداش رو دیگه بشنوم
پس به خودت بیا ثمره عمرو جوانیت همین بچه هست از کجا معلوم دوباره بتونی شوهرکنی یا طرفت بدون بچه باشه خوب باشه یا نباشه از کجا معلوم باز بتونی مادر بشی
شرایط سخته ولی بپذیر با دخترت خانواده خودت رو داشته باش خوش باش با لبخندش بخند بزار اون بچه خوشبخت بشه اقلا از پدر محروم شده مادرش رو داشته باشه
نمیدونم چرا زندگی جدا میشید بچه رو مقصر میکنید از بچه چرا بدتون میاد خوب اقلا نصف ژنش از شماست این نمیشه که بچه رو میبینی فکر کنی با باباش طرف هستی این دختر شماست وبه شما نیاز داره همان طور که شما پیر میشید وروزی به این بچه نیاز خواهی داشت
حسرت برای خودت درست نکن
بچه هم میتونه پدر یا مادر رو اق کنه