خانم هامن دوتا بچه دارم پسر بزرگم کلاس اول از اول پاییز پشت سر هم مریض بوده تا خوب شده بچه کوچکم مریض شده این هفته تا یک شنبه بزرگه مریض بود از دوشنبه کوچکه مریضه من از شب یلدا بخاطر این مریضی ها نتونستم یه ارایشگاه برم به همسرم گفتم امشب یکم زود بیا خودم بچه ها حمام کنم صبح بچه رو بزارم پیش مامانم یک ساعت برم ارایشگاه همسرم گذاشت ساعت نه نیم امده بچه کوچکم خوابش میامد شام شوهرم اوردم گفت شام نمیخوام مادرم اینا دارن میان خانه مون من گفتم چرا خبر ندادی میوه ندارم خانه تمیز نیست حرصش درامد زنگ زد بهانه اورد نیان هرچی خواهش کردم زنگ نزن بی فایده بود الانم قهر کرده حالا حق باکی هست حرف بدی زدم گفتم خبر میدادی؟؟؟