2777
2789
عنوان

مهاجرت

123 بازدید | 17 پست

کیا شرایط مهاجرت دارن از وقتی شنیدم تو اامریکا با بک میلیارد میشه  پیش قسط خونه بدی و مابقی پول یعنی یه خونه ۱۵ الی ۲۰ میلیاردی رو با اقساط وام بلند کدت ۱۵ الی ۲۰ ساله میدی احساس میکنم اینجا زندگی کردن یعنی حماقت یه دختر اینجا باید  پس اندازش رو بده جهاز که مبادا الفت وانسی چیزی بگن سیسمسمونی بخرع بره ته تهران با ۵۰۰ میلیون پول پیش ماهی ۱۰ اجازه و کلی هم پول اسباب بیخود خونهداده بگه دارم لوکس زندگی میگنم الفت وانسیه کجایین چشم تون دراد من گوشی اپل دارم  من همچین زندگی رو عین حماقت میدونم ولی تمام خانوها همینه زندگیشون بعد دست دامن خدا میشیم برای رزق و روزی ساختار غلط دنبال چی میگردید

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

همه که نه ولی عرف جامعه همینه متاسفانه 

لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒 

شرایط ندارم 

ولی همون امریکا اقامت میخواد، اون وام هم بستگی به شاغل بودن و میزان حقوقت داره 

انقدری که ترقوه ؛ رگ ؛ ته ریش ؛ سینه ؛ باسن ؛             چال لپ ؛ گودی کمر ؛                                               و بقیه پستی بلندی های بدنمون طرفدار داره،            عقاید و اخلاق و خط فکریمون طرفدار نداره!                  توعصر حاضر حتما باید یه چیزیت زده باشه بیرون       یارفته باشه تو                                                        تاشایسته بشی 
شرایط ندارم  ولی همون امریکا اقامت میخواد، اون وام هم بستگی به شاغل بودن و میزان حقوقت داره&nb ...

منظورم اینه که اگر شرایط اقامت داشتم عالی بود خب اکر اونجا زندگی میکردم قطعا شغل هم داشتم 

عرف رو‌کی تعیین میکنه خان باجی ها ببین کی چی اپرده بخدا فقط جهان سوم اینه مثل هند و ایران 

خب ما باید آدم باشیم واسه چشم و هم چشمی اینکارارو نکنیم 

باید خودمونم یه تلاشی کنیم بلاخره

اعتماد به نفس باید داشت 


من خودم عقد محضری عروسی فقط آتلیه 

ولی جهیزیه و سیسمونی نتونستم از دست مامانم در برم 

باز جهیزیه مثلا سرخ کن پلو پز غذاساز اینا رو از دستش در رفتم

 

لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒 

خب ما باید آدم باشیم واسه چشم و هم چشمی اینکارارو نکنیم  باید خودمونم یه تلاشی کنیم بلاخره اع ...

همون دیگه مامانها همینن مطمین باش خودتم مامان شی همین کار برای دخترت میکنه هیچ کس جرا ت در رفتن نداره 

ببین منم قصدم رفتنه چون اصن اینده ندارم اینجا

حتی الان ک نوجوونم دارم سعی میکنم خودم کار کنم پس انداز کنم برای رفتن چون خانواده مخالفن

ولیییی چیزی که فهمیدم اگه بزور یکی دوتومنه نرو.. اونجا بدبختی میکشی با پول کم مجبور میشی بری کارگری مثلا

بنظرم با دست پر برو یا حداقل پول هم کم باشه اوکی ولی با مهارت مهارتی که بدونی میتونی اونجا پول دربیاری ازش وگرنه ما اشنا هم داریم اونوره صورتش با سیلی سرخ نگه میداره و همش درگیر کارو... یعنی زندگی اینجا به نفعش بود رسما

برای همین میگم یجوری سعی کن بری که فکر برگشت نیاد اصن برات:) 

ببین منم قصدم رفتنه چون اصن اینده ندارم اینجا حتی الان ک نوجوونم دارم سعی میکنم خودم کار کنم پس اند ...


بهترین کار رو میکنی اینجا اینده ای نیست ببین اپضاع چقدر خرابه یه عده که زمین انحصاری بردن تو لواسان که معروف  شده به باستیذهیلز ویلا هاشون قیمتی که ویلا مجهز ودرندشت کریس رونالدو تو انگلیس به پای اونها نمبرسه دیگه خودت بخون حدیث محمل رو 

بهترین کار رو میکنی اینجا اینده ای نیست ببین اپضاع چقدر خرابه یه عده که زمین انحصاری بردن تو لواسان ...

اوهوم دیدم پستشو.. 

مخصوصا واسه ما تو این مملکت مردسالار:) 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز