2777
2789
عنوان

ببینید چی شد🥲🥲🥲

58 بازدید | 2 پست

خونه مادرشوهرم بودیم

عمه های شوهرم اونجا بودن 

گوشیم دست بچه خواهرشوهرم بود 

خونه تازه خریدیم یخورده از قسطش مونده 

بعد دختر خواهر شوهرم برد فیلم خونمونو بهشون نشون داد گفت خونه زن داییه 

بعد از اینکه رفتن خواهرشوهرم سرم داد زد 

من هنوز نامزدم 

گفت واسه چی خونه رو به همه نشون میدی ببین اگه تونستی قسطشو بدین من اسممو عوض میکنم همه چشمون میزنن 

بعد منم گفتم آبجی خدا بزرگه درست میشه شوهرمم داد زد گفت کجا درست میشه باید کابینت بزنم باید وسایل بخریم 

منم داد زدم گفتم صداتو واسم نبر بالا 

بعد پدرشوعرم گفت تو خونه خریدنی گفتی من عروسی نمی‌خوام گفتم خب حالا من میخوام اون موقعه گفتم نمی‌خوام که بابام ۵۰۰میلیون کمک نکرده بود حالا که کرده عروسی می‌خوام 

بچه ها من همیشه میرم خونه پدرشوهرم همش بهم نیش میزنن من چیکار کنم آخه 🥲🥲🥲🥲


هایا

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز