ازمحبت از توجه از احترام اصلاااا کم نمیزاشت بهم اهمیت میداد تو هر شرایطی کم کم عاوت کردم فکر کردم فقط عادته ب خودم گفتم عادته دیوونه نشی بگی عشقه ها
نیست
یادمه یکبار خانواده اش راجب من حرف زده بودن پشت سرم ک چقدر ادم سردی هستم اونجا ازم دفاع کرده بود گفته بود زنمه ب خودم مربوطه رابطمون
جاریم بهم خبر داد ک اینجوری گفته حمایت هاش همه جیزش شیریین بود خیلییی چیرهایی ک برا اولین بار تجربه کردم کم کم احساسم عوض شد