همسایمون خیلی پر سر صداس هرروز مهمون دارن بلند بلند حرف میزنن در واحد رو باز میذارن سر صدا میکنن در رو میکبون فرق نداره ظهره آخره شبه...
امروز تولد داشتن از ظهر تا ساعت 8 شب سرصدا داشتن صدای آهنگ صدای جیغ و رفت و امد
انقدر تحمل کردم ریختم تو خودم حالم بد شد حالا گریم بند نمیاد
هم از خدا میترسم که لنگه خودش باشم مردم آزاری کنم
هم از این میترسم که تذکر بدیم بدتر دشمن شن باهامون
نشستم گریه میکنم که هیچ راهی ندارم جز تحمل
پول خونه ویلایی هم ندارم...
حالا نیاین بگین نمیشه همه لال شن شما آرامش داشته باشی
اینا که گفتم مصداق بارز مردم ازاریه