از قبل تایپ کردم .سلام اول لینو بگم کمن سال۹۸ازدولج کردم نزذیک۱/۵ساله خونمم ،یکم بعد نامزدی تو گوشی شوهرم پیامایی دیدم که مرگ من جواب بده لجباز،اینا بود گفتم چیه گف نمیدونم شاید دوستم داده سرکار گوشیمو میگیره گاهی،ب ظاهر قبول کردم ولی پیگیر بودم دیدم وقتایی ک سرکار بوده با اون شماره حرف زده سیو کردم رفتم تلگرام دیدم زنداییشه،اینم بگم همسرم بچه طلاقه با باباش زندگی میکرده موقع ازدواجمونم با خانواده مامانش قهر بوده برا همون من ندیده بودمشون زیاد فقط عکساشو دیده بودم،بهش گفتم یه جور منو قانع کرد ک این با همسر دوستم کار میکنه نم نمیدونم دوستم زنگ زده سفارش بده ب این و...،من ایستاشو یه جور تو گوشیم نصب کردم رفتم پیامای قبلش دیدم اونجا یه پیج ک باهاش صمیمی حرف زده مثل دوست دختر دوس پسر،ک پیج همون زندایی بود،اینم بگم ک زنداییش چارسال بزرگتره و پسرشو از دست داده و مدتی تو تیمارستان بستری بوده،من همون شب بهش پیام دادم ک اینا چیه و ینی چی خیلی دستوپاشو گم کرد هرچی التماس کرد ک حرف بزنیم بیا قبول نکردم نصفشب بود گف بیا پایین ببینمت قبول نکردم گف میام
دختر خوبی ام نی نی یار تعلیق نکن درخواست دوستی آقایون ممنوع حالا هی درخواست بدین وقتی رد شد ببینین وقتی که بچه بودم فکر میکردم که تنها چیزی که خوشبختی میاره پول هست اما بعد فهمیدم که نه سلامتی جای خود پول هم جای خود هرچیزی جای خودش رو داره پس ناشکر نباشیم زمانی شیطون ترین دختر توی دنیا بودم که از در بیرونش میکردن از پنجره میومد داخل یادش بخیر یه بار حتی تو نوشابه تو لیوان دوستم نمک ریختم ولی اونم تلافی کرد و ریخت رو سرم دختر مهربونی هستم و زود صمیمی میشم ولی وقتی که بفهمم کسی داره ازم سوءاستفاده میکنه دیگه اون آدم قبلی نیستم و نشونش میدم که با کی طرفهساعت ۹شب تبدیل به زامبی میشم و هیچکس نمیتونه آرومم کنه و از دستم در بره .یه روز که بیرون رفتم دوستم رو دیدم که داشت با خودش حرف میزد بعد فهمیدم نه اون داره با عروسک تو ویترین مغازه حرف میزنه