اگه اونقد با داییش زندگی کرده وباهاشون در ارتباط بوده و زندایی با همه صمیمیه و چت میکنه،چطور دایی یه دفه بعد از مدتها شک میکنه،مگه این صمیمیت یه دفه به وجود اومده و همیشگی نبوده؟یا چطور فقط به شوهر تو شک میکنه و پسرخاله و بقیه نه؟
چرا شوهرت به خاطر چیزی که میگه بینشون نیست باید گریه کنه و بگه یه دفه دیدم وسط این ماجرام؟کدوم ماجرا؟