2777
2789
عنوان

حاضر جوابا بیاید یکم بهم یاد بدید

1611 بازدید | 40 پست

سلام دوستان بیاید بهم کمک کنید یکم سیاست وحاضر جوابی بهم یاد بدید دیشب بعد یکسال جاریمو دیدم بهم گفت لباس بچه ها رو نگه داشته بودم برات که باردار بشی بدم بهت دیدم خبری نشد همه رو دادم یه ادم نیازمند خیلی بهم برخورد اینجور گفت فقط عین بز نگا کردم الان دارم حرص میخورم چرا جوابشو تدادم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چه رویی دارن ازین حرفا میزنن

خدایا خودت میدونی که من همیشه به مادرم احترام گذاشتم تاجایی که تونستم هواشو داشتم بیشتر از همه غمشو خوردم اما اون جای مهربونی از دهنش سم مار بیرون میریزه . حتی داداشمو که این همه مادرمون حقیر میکنه رو بیشتر از من دوسش داره . اینا حرفای یه بچه نوجوان نیست . حرفای یه زن ۳۰ ساله ست که خودش بچه داره. خدایا خودت کاری کن سر مادرم به سنگ بخوره. دیکه از تحمل این همه سردی خسته شدم. راستی خداجون ممنون بابت همسر مهربونی که بهم دادی همسری که خودش یه تنه جای همه مادر پدر خواهر برادر رو برام پر میکنه. خدایا پسرم و شوهرم رو در پناه خودت نگهشون دار . آمین❤️

خوب اینو باید از خودتون بپرسید ؟؟

باید بهش مثلا می‌گفتید شوهرم اجازه نمیده لباس‌کهنه به بچم بپوشنم 

یا ...


ویکتور هوگو در یکی از کتاب های خود می‌گوید :(مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم!!این دیگر چه دنیایی است ؟)

بعدم برا بار چندم بهم گفت شب نامزدیتون یه وضعی بوده خونه مادرشوهر راضب به ازدواجتون نبودن بعد از 15سال این حرفا چه ارزشی داره گفتنش فقط حال منو خراب میکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز