دوستان واقعا سر در نمیارم فکرم بد درگیره. تقریبا یکی دو سالی میشه راجب ی نفر که من و چندتا از دوستام میشناسمش یسری چیزهایی میبینم. اول بگم که اون شخص اصلا مسلمون نیست در حالیکه دو سال پیش من و دوتا از دوستام تو یه شب خواب اون شخص رو دیدیم که داشت قرآن میخوند عجیب تر اینکه اون دوتا دوستام همدیگه رو نمیشناسن تو چت خوابشونو برام تعریف کردن حتی از خواب منم خبر نداشتن. از اون روز من ب ی چیزایی شک کردم مگه ممکنه سه نفر تو ی شب یه خواب رو راجب ی نفر ببینن؟
تا اینکه دوماه بعدش یکی دیگه از دوستام که اونم مسلمون نیس اون فرد رو بهمراه ی دختربچه میبینه اونم نه ی روز بلکه سه روز پشت سر هم. و چون دوستم نقاشه تا بیدار میشه چهره اون بچه رو زود طراحی میکنه. وقتی عکسو برام فرستاد قلبم وایساد چون چهره بچگیای من بود درحالیکه دوستم نه عکسی از بچگیام دیده بود ن چیزی. حالا بماند اکثر بچه ها شبیه همن. اما وقتی داشت خوابشو تعریف میکرد چیزی گفت که آب یخ ریختن تو سرم. گفت رو مچ دست راست اون بچه ی علامت بود. گفتم چ علامتی؟ خالکوبی یا لکه بود؟ قشنگ و واضح گفت نه جای زخم چاقو یا یچیزی مثل عمل جراحی و لیزر بود. من دقیقا ی سال قبلش دست راستمو عمل کردم و هنوزم جاش مونده😐و اون دوستم اصلا از قضیه عمل خبر نداشت و بعد از قضیه عمل هم از نزدیک همو ندیدیم که بخوام بگم خودش رو مچ دستم دیده و سناریو ساخته. هنوزم دارم ب ماجرا فکر میکنم پاهام میلرزه از ترس. چه رازی بین من و اون فرد هست؟ حتی اون شخص از نظر ظاهری هم یچیزایی شبیه من داره. چال گونش. رنگ مو و چشمش و خال روی لپ سمت چپش شاید تک تک این علائم ب تنهایی ممکنه تو هر شخصی باشه ولی همه اینا باهم تو دو نفر خیلی عجیبه. حتی اسم و فامیلی و پسوند محل تولدمونم با اینکه ی محل نیس از نظر اسمی خیلی شبیه بهمه یسری ماجراهای دیگم هست که خیلی طولانی میشه بگم همین الانشم طومار نوشتم ولی هرچی باشه باعث شده ب زندگی قبلی و تناسخ ایمان بیارم واقعا حس میکنم یچیزی بین من و اون فرد هست که باید عین تکه های پازل کشفش کنم