چند روز پیشا سر خانوادش بحثمون شد
هم کلامی باهاش صحبت کردم قانع شه هم پیام دادم یه عالمه ک حالیش کنم اول ک پیاممو تا چندین ساعت سین نکرد بعد در جواب اون همه حرف نوشت باش
منم دیگه باهاش حرف نزدم اصلا سلام خدافظی میگم فقط حالم ازش ب هم میخوره مگه من جز توجه و محبت چی ازش میخواستم؟؟
هرکی میبینش میگه چ مرد خوبیه باهمه خوبه ولی برامن شوهر خوبی نیست متنفرم از این زندگی توروخدا بگید من چکار کنم دارم دق میکنم هیییچ جا نمیتونم دردمو بگم جز اینجا چون خودم خواستم دارم میسوزم بدم میسوزم تو این زندگی نکبت