فعلا ک گند زده ب همه چیم. از بچگی فک میکردم مادر پدر واقعیم ی کس دیگه اس. همیشه دعا میکردم بیان منو با خودشون ببرن. الان ۳۳سالمه و گاهی باز این فکر میاد سراغم!
بچه نمیورم و یکی از دلایلش این بود ک بچه ام با بچه اون دختری ک همیشخ مادرم میکوبید تو سرم دوروبر هم باشن. و همین هم شد! هر دو دختر داریم با فاصله ۱۱ماه! ک دید من حامله شدم اونم شد😑 و حالا مادرم باز میگه دختر فلاتی سفیده، خوشگله، لباسای خوشگل تنش بود ال بود بل بود... هی میره رو اعصابم.. هی میگه ب دخترم چقد تو سفید و تپلی! یعنی مسخره اش میکنه!!!!!!!!!! هی از این و اون میپرسه نوه ام خوشگله؟! یعنی واقعا میمونم چ جوری حوابشو بدم!