من حساسیت وشکاکیتم از خطاکردنای شوهرم استارت خورد
وتامرز طلاق رفتیم و خودشم هربار به غلط کردن و التماس میفتاد وخلاصه بخاطر پسرم و حرفای مشاورکه میگفت شوهرت تنوع طلب نیس من مردارو راحت تشخیص میدم وفقط بخاطر خلع درونیش خطاکرده وخیلیم دوست داره وعاشق زندگیشه یه فرصت نهایی بهش بده البته تصمیم وگفت خودت بگیر منم تصمیم گرفتم فرصت بدم
فعلا۷ ماهیه پشیمونم نکرده گوشیشو میده من بزارم شارژ یا میده دست پسرم بازی کنه وخودش میره میخوابه منم تحت نظر دارمش از پرینت گرفته تا ضبط صدا حتی پرینت از کدملی گرفتم ک چندتا خط داره وموردی ندیدم فقط خیلی حساس شدم تاببینم مشتری خانم زنگ زده بهم میریزم مثلا شوهرم ویزیتوره و برایکی ک خونشون توبازاره هر ۱۰ روز یه هفته یبار اونا سفارش میدن ومیبره براشون شوهرم تو شرکت کیک وآبمیوه واینا کارمیکنه
خلاصه یباربهش زنگ زدم دیدم داره بایه پیرمرد حرف میزنه پرسیدم کیه خودشم واسم تعریف کرد ک این خانم توفلان افق کارمیکرد الانم ک درومده سفارش میده من میارم دم درشون و کلا با پدرشم سلام علیک داره دیشبم مکالمشو ک گوش دادم همش اجی اجی به خانمه میگفت وبهش گفت اجی فلان محصول واوردیم اگ میخوای برات بیارم اونم گفت اره میخوایم وشوهرم گفت چندتا میخوای واونم تعداد داده وشوهرم برد و یه مکالمه کاری بوده ولی کلی بهم ریختم و سر ریزترین چیزا حساس شدم وگیرمیدم نمیدونم چطور به بیخیالی بزنم؟؟؟