تو اتاق داشتیم حرف میزدیم اعصابمم خراب بود اینام یهویی اومدن خواستگاری پسره گقت من خیلی از شما خوشم اومده منم گفت محض اطلاع من نه شما نه هیچ پسر دیگه ای رو آدم حساب نمیکنم جهت ازداوج یه قلوپ از شربت خورد و گفت پس رفع زحمت کنم🤣🤣🤣
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.