2777
2789

تو اتاق داشتیم حرف میزدیم اعصابمم خراب بود اینام یهویی اومدن خواستگاری پسره گقت من خیلی از شما خوشم اومده منم گفت محض اطلاع من نه شما نه هیچ پسر دیگه ای رو آدم حساب نمیکنم جهت ازداوج یه قلوپ از شربت خورد و گفت پس رفع زحمت کنم🤣🤣🤣

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

تو اتاق داشتیم حرف میزدیم اعصابمم خراب بود اینام یهویی اومدن خواستگاری پسره گقت من خیلی از شما خوشم ...

جرررررر  

من حسابم ز همه مردم این شهر جداست من امیدم به خدا بعد خدا هم به خداست  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز