2777
2789

حالا که همه چی تقریبا خوب شده شوهرم مثل سابق شده فقط با خانوادم قهره 

خانوادش هم بهتر شدن

تمام حرف هایی که بهم زده تمام اصرارش برای طلاق همه چی یه لحظه هم از ذهنم پاک نمیشه

خیلی تو فکر انتقامم اما خب از من برنمیاد

طلاق هم فکر نمی‌کنم طاقت یه بحث و جدل دیگه رو داشته باشم

اما هر حرف عاشقانه ای که شوهرم میزنه تمام اون چند ماه اذیتش میاد جلوی چشمم خیلی زیاد ازش کینه دارم

نمیدونم چیکار کنم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

به موقع چیزایی که میخواستی یا انتظارت می رفت رو ابراز نکردی

تبدیل شده به خشم

               " از آن ها که تسلایشان می دادم                 ‌‌‌‌‌                                غمگین تر بودم ..."

من هم این طور بودم تا اینکه یه بزرگی گفت براش نماز استغفار بخون آب رو آتیش بود 

انجام بده توکل بر خدا حالم خیلی بهتر شد انگار گشایشی هم برای خودم هم  بود 

ماه رجب هست و درهای رحمت خداوند بازه توکل بر خدا 

یا قاهر العدو یا والی الولی یا مظهر العجائب یا مرتضی علی ع

منم یه دعوا شدید این مدلی با شوهرم داشتم ولی زندگی رو دوباره شروع کردیم و خیلی سعی کرد از دلم دربیاره، و بچه اومد و اینا...باز بهتر شدم یکم یادم رفته...زمان باعث میشه کمرنگ تر شه

حس نفرتت کم کم کمرنگ میشه ولی یه خوبی داره دیگه وابسته و عاشق شوهرت نیستی 

از ما بپرس ک بگوییم درد چیست مشتی صغیر مصلحت عام میکنند🤍 ترومای من این بود ک باید از خودم در برابر کسایی دفاع میکردم ک قرار بود مراقب من باشند

من هم این طور بودم تا اینکه یه بزرگی گفت براش نماز استغفار بخون آب رو آتیش بود  انجام بده توکل ...

چطوریه نیتش چیه شوهره من کلی کینه گرفته از اول ازدواجمون تا حالا از خانوادم خداییشم اکثرش بیخوده

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز