2777
2789

تاپیک قبلم توضیح دادم کلن ماجرای کتک زدن بابام ب مامانمو شکاکی بودنشو

بابامو یخورده دعوا کرده بودم عذاب وجدان داشتم زنگ زدم بهش از دلش دراوردم ولی کوتاه نمیاد میگ حالا ک شوهرت و بقیه دلیل دعوای مارو فمیدن من دگ مامانتو نمیخام میگه اونا الان ب چشم یه ج.ن.د.ه ب مامانت نگاه میکنن گفتم بابا همه مامانو میشناسن چجور زنیه تو بعد سی سال نشناختی؟گفت بگو مامانت وسایلشو برداره بره دگ تمومه همه چی قطع کرد

حالم بده دارم میلرزم توروخدا کمکم کنید چیکار کنممم

اعتناش نزارین خودش اروم میشه 

نمیدونم دستام یخ کرده میترسم همش ب مامانم تهمت میزد هرچی میخاستم قانعش کنم قانع نشد حالم بده میترسم ک نکنه با حرفای من بدتر بشه

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

مهریشو بده جدا شن بابات مشکل داره راحت طلاق میدن

😭😭دارم دق میکنم بخدااا نمیدونم چ غلطی کنم نمیدونم الان تو این اوضاع من بهش محبت کنم نکنم نمیدونم حالم بدهههههه

[QUOTE=324103724]نمیدونم دستام یخ کرده میترسم همش ب مامانم تهمت میزد هرچی میخاستم قانعش کنم قانع نشد ...


همش میگف الان همه ک دلیل دعوای مارو فهمیدن ب مامانت یجور دگ نگاه میکنن الان میگن من قرمساقم با این زنم من نمیدونم الان چجوری باهاش رفتار کنم؟بنظرت چیکار کنم

😭😭دارم دق میکنم بخدااا نمیدونم چ غلطی کنم نمیدونم الان تو این اوضاع من بهش محبت کنم نکنم نمیدونم ح ...

من پشت مامانمو گرفتم بابام اذیت میکردش مامانم انداختش زندان منم شهادت دادم بعدش کاسه کوزه هارو سر من شکست که تقصیر دخترته گفته اینکارو بکن و من شدم بد 

من پشت مامانمو گرفتم بابام اذیت میکردش مامانم انداختش زندان منم شهادت دادم بعدش کاسه کوزه هارو سر من ...

الان من چیکار کنم طرف کی باشم چجوری رفتار کنم چون مامانم از خونش زده بیرون برای اولین بار بعداین همه سال

طرف مامانت باش بابات که معلومه وضعش 

یکی تو سایت گفت اونم مریضه دست خودش نیس منم گفتم راس میگ زنگ زدم از دلش دراوردم ولی بعد دوباره خودش زنگ کلی بد و بیراه ب مامانم گفت😔گفت بهش بگو بیاد وسیله هاشو ببره وگرن میبرم میندازم سطل آشغال

همش میگف الان همه ک دلیل دعوای مارو فهمیدن ب مامانت یجور دگ نگاه میکنن الان میگن من قرمساقم با این ز ...

بگو هیچ کس درمورد مامان بدفکرنمی کنند چند سال دوست واشنا مامان می شناسند ازاخلاقش ونجابتش 

بگو هیچ کس درمورد مامان بدفکرنمی کنند چند سال دوست واشنا مامان می شناسند ازاخلاقش ونجابتش 

عزیزم توروخداااا بمون باهام حرف بزن بابام زنگ زده میگ ب مامانت بگو بره خونه گفتم من نمیگم تو اگ میخای مامان برگرده باید بری دادگاه تضمین جانش رو بکنی گف زنگ بزن بش بگو بره خونه صب اومدم باید خونه باشه گفتم ب من ربطی نداره من نمیگم

عزیزم توروخداااا بمون باهام حرف بزن بابام زنگ زده میگ ب مامانت بگو بره خونه گفتم من نمیگم تو اگ میخا ...

بااین وضع مامانت نباید تنهاباشه خونه. خدای نکرد ه بلای سرش میاره مخصوصا الان 

بااین وضع مامانت نباید تنهاباشه خونه. خدای نکرد ه بلای سرش میاره مخصوصا الان 

صدبار زنگ زد گفت بگو بره سرخونه زندگیش من دیوونه نیستم ک ی بلایی سرش بیارم قسم میخورد میگف کاریش ندارم گفتم من نمیگم اخرسر ج ندادم دوباره زنگ زد گفت گفتی گفتم نه نمیگم ب من ربطی نداره گفتم من ب زندگی شما کاری ندارم من نمیگم گفت میگم بگو اخرسر با تشر گفتم من نمیگم خودت پیامک دادی بهش دیگ من نمیرم بگم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز