azadeh_82 مدیر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2572 عنوان شب شعر | مشاهده متن کامل بحث + 714 بازدید | 204 پست نوایی نوایی نوایی نوایی همه باوفایند تو گل بی وفاییبا حروف بذارین سپاس❤ 1402/10/19 | 22:51 0 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
azadeh_82 مدیر استارتر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2572 در این دنیای بی حاصل چرا مغرور میگردی سلیمان گر شوی آخر نصیب گور میگردی ییاد ایامی که ما را نام بودـعدل و داد ما جهان را عام بود
ooon عضویت: 1400/12/01 تعداد پست: 2471 مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند در من بدمی من زنده شوم یک جان چه بود صد جان منی
غمگینشونم عضویت: 1402/05/21 تعداد پست: 1572 با من صنما دل یکدله کن گر سر ننهم آنگه گله کن نوجوانی ب جوانی مغروررخش پندار همی ران ز دور تاپیک شعر عکس و چیزای ترسناک منو تگ کنین تنکس🥲🚶🏻♀️
متین__اکبریان عضویت: 1402/10/16 تعداد پست: 8762 در نظر بازی ما بیخبران حیرانندمن چنینم که نمودم دگر ایشان دانند گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم
خوشاشتها عضویت: 1402/09/27 تعداد پست: 1208 مردم به هر که آینه شد سنگ می زنند از طعنه های عالم و آدم غمت مباد دردم از یارست و درمان نیز همدل فدای او شد و جان نیز هم گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
monafarhadmehr عضویت: 1402/08/08 تعداد پست: 1016 حضرت زهرا دلش از یاس بود قطره های اشکش از الماس بود ببار ای شمع اشک از چشم خونینکه شد سوز دلت بر خلق روشن از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر یادگاری که در این گنبد دوار بماند...حضرت سعدی Mona & Alison married in 5/۱۲/۱۴۰۲
azadeh_82 مدیر استارتر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2572 در من بدمی من زنده شوم یک جان چه بود صد جان منی یک عمر زمین خورذن و یک عمر دویدنپایان بدی بود به جایی نرسیدن
ooon عضویت: 1400/12/01 تعداد پست: 2471 ما را ز غم عشق چه پروای شراب است خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم
غمگینشونم عضویت: 1402/05/21 تعداد پست: 1572 دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را آمد آن شکرگزاریش به گوشگف کای پیر خرف گشته خموش تاپیک شعر عکس و چیزای ترسناک منو تگ کنین تنکس🥲🚶🏻♀️
چایسیز عضویت: 1402/04/20 تعداد پست: 575 مردم به هر که آینه شد سنگ می زنند از طعنه های عالم و آدم غمت مباد دانمت آستین چرا پیش جمال میبری رسم بود کز آدمی روی نهان کند پری
azadeh_82 مدیر استارتر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2572 در نظر بازی ما بیخبران حیرانند من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند دارم من از فراقش در دیده صد علامتلیست دموع عینی هذی لنا العلامة
غمگینشونم عضویت: 1402/05/21 تعداد پست: 1572 تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم می باش ب عمر خود سحرخیزوز خواب سهرگهان بپرهیز تاپیک شعر عکس و چیزای ترسناک منو تگ کنین تنکس🥲🚶🏻♀️
خوشاشتها عضویت: 1402/09/27 تعداد پست: 1208 نوجوانی ب جوانی مغرور رخش پندار همی ران ز دور روزگار ای بی مروت فتنه ی ایمان ستان هر چه میخواهی بگیر اما امانم را مگیر گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
ooon عضویت: 1400/12/01 تعداد پست: 2471 یک عمر زمین خورذن و یک عمر دویدن پایان بدی بود به جایی نرسیدن نه خدا توانمش گفت نه بشر توانمش خواند متحرم چه نامم شه ملک لافتی را
azadeh_82 مدیر استارتر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2572 دردم از یارست و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم من نمی دانستم معنی هرگز راتو چرا بازنگشتی دیگر