2777
2789
عنوان

دو نفر رو اخراج کردم.

391 بازدید | 0 پست

سلام.وقتتون بخیر.اخراج کردن کسی چه توی کار و چوی توی زندگی تصمیم سختیه اما اگر درست باشه نباید ناراحت شد،ممکنه اون آدمی رو که اخراجش میکنیم در آینده شغل بهتر یا شریک زندگی بهتری از ما گیرش بیاد و سبب ناراحتیمون بشه اما زندگی همینه و ما باید بیاموزیم که فراموش کنیم.دوران مسئولیتم در هتل یه خانم نظافتچی(مشهدیها میگفتن خانه دار)شیفت کاریش از هشت تا چهار بعد از ظهر بود اما ایشون ساعت یازده میومدن و ساعت دو میرفتن و طوری برنامه ریزی میکردن که ناهار توی هتل باشن ایشون توی کارشون کم کاری میکردن و گاهی اوقات ملحفه ها و روبالشی و پتوها رو عوض نمیکردن و بنده وقتی که ایشون میرفت دوباره میرفتم واحدها رو کنترل میکردم و عوضشون میکردم.یه روزی یه خانواده ای یه ملحفه زرد بهم نشون دادن (امان از دست بچه های نازنین)من شرمنده شدم و با معذرت خواهی هتل کناریمون یه واحد براشون گرفتم فقط یه بار اشتباه کافیه که بی آبرو بشی،طبق سلسله مراتب با مقام بالاترم صحبت کردم و ایشون اخراج شد.یه هفته بعد با هام تماس گرفت گفت آقای... گفتن شما(بنده) من رو اخراج کردین و گفت من باور نکردم،باورش براش سخت بود توی سه ماه که با ایشون بودم با هم مینشستیم ناهار میخوردیم(خانمی پنجاه ساله متاهل و چهار فرزند داشتن)اخلاقشون خوب بود اما مسئولیت پذیر نبودن،ایشون فکر کردن من بهشون خیانت کردم،من بهشون خیانتی نکردم من وظیفه ام رو انجام دادم چند بار به ایشون با لحنی دوستانه گفته بودم که مهمان باید خوشحال از اینجا بره.بعدش حدود یه ماه بعد توی هتلی که دولتی بود استخدام شد البته اونجا چند تا همکار خانم هم داشت و پنج نفر خانه دار(نظافتچی)بودن و یکی از خانمها ارشدشون بود و کنترلشون میکرد.اما بریم سراغ پذیرش چیمون پسر بیست ساله مشهدی مجرد،ایشون لیست غذای پرسنل رو دستکاری میکرد و در طول هفته یه روز خورشت قرمه،خورشت قیمه،چلو مرغ،چلو کباب،چلو جوجه،کتلت،خوراک مرغ و ماست و زیتون پرورده و به همراه نوشابه یا دوغ.پذیرش چی اگه همه پرسنل ناهار خورشت قیمه داشتن با برنج،ایشون چلو کباب میخوردن به حساب هتل.چند باری واحد خالی رو فکر میکرد پر هستش توانایی پذیرش رو نداشت بعد از چهار ماه اخراج شد.بعدها شنیدم مدرک دانشگاهی گرفته و کارمند شده.کار تقریبا" شبیه رابطه هستش.یه دختر خانم جسم و روحش رو فدای یه آقا پسر میکنه اما پسره خیانت میکنه یا به اندازه ای که دختر خانم به فکرشه و دوستش داره بهش اهمیت نمیده،بنابراین نباید عذاب وجدان داشت و ناراحت شد باید رهاش کرد و فراموشش کنی.فکر میکنید آه و نفرین کردن من رو که از مدیریت هتل شغلی که از لحاظ اجتماعی جایگاه خوبیه به بیکاری فعلی رسیدم،خیر آه و نفرینشون من رو نگرفت،خودم تشخیص دادم که به دلایل زیادی انرژی و توانم رو بیست و چهار ساعته میگرفت.مثل یه رابطه که شریک زندگیتون پول فراوان خرج میکنه براتون اما کنارش خوشحال نیستین و جدا میشین چون آرامش نداشتین و خوشحال نبودین کنارش.الان آرامش دارم.تشکر که وقت گذاشتین.

 سلام.عاطفی، خجالتی و زود رنج هستم.نگاه یه شهروند غربی رو به زندگی دارم. باور دارم که نیمه های گمشده با پذیرش نکات منفی همدیگر و داشتن مهارتهای اجتماعی زندگی عاشقانه ای خواهند داشت.پراگ پایتخت جمهوری چک رو دوست دارم.اقتصاد آزاد،شفاف و رقابتی که نشانه لیبرال دمکراسی هستش رو بهش علاقه دارم.حقوق بشر،حقوق حیوانات و حقوق پرندگان رو احترام میگذارم.به طبیعت نیاز دارم پس ازش مراقبت میکنم. ارادتمند شما امین هستم از شمال.تشکر که وقت گذاشتین.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792