با شوهر حیونم دعوام شد
به جونم افتاد و چندتا سیلی محکم زد
رفتم تو اتاق درو قفل کردم ، شروع کرد فحش بده
اومدم بیرون جوابشو بدم
با کمر بند افتاد ب جونم
بعدم گفت برو بیرون منو بیرون کرده هیچکسو ندارم همه ازم دورن دلم میخواد خودمو پرت کنم جلوی ی ماشین و راحت بشم ، سرمو زد ب زمین درد میکنه
خستم خستهعه💔💔