2821
2789
عنوان

بچه دوم

| مشاهده متن کامل بحث + 318 بازدید | 35 پست
دوستان یه سوال😁کسی که تا ۶ ۷ سال قصد بچه دار شدن نداشته باشه باید تحت نظر دکتر باشه یا نیازی نیستش؟ ...



فکر نکنم نیاز به تحت نظر بودن باشه

ولی خب هرچندوقت یکبار ی چکاپ بشین خوبه بابت کیست و تبلی تخمدان و این چیزو

فقط جلوگیری سفت و سخت دیگه

خدا جونم هزار مرتبه شکرت❤❤

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



عزیزم😂😍 دختر منم عاشق بچه کوچیکه ینی ضعف میکنه واس نی نی کوچولو خدا حفظشون کنه زیر سایه پدر و ما ...

زنده باشی عزیزم خدا دختر کوچولوتونو براتون حفظ کنه

ولی خب همش این نیست.اون اوایل از شدت درد و بی خوابی با دخترم بد صحبت میکردم با داد و تشر.اصلا دست خودم نبود.حالا هم وقتی دارم به بچم شیر میدم حس خیلی خیلی بدی بهم دست میده.احساس خشم وگناه و نفرت و ناامیدی.دلم میخواد پاشم دخترمو بزنم یا خودمو بکشم😑از خودم بدم میاد.از بقیه هم همینطور.اما وقتی که شیر دادنم تموم میشه این حالتم از بین میره و برمیگردم به حالت اول...کاش میدونستم چمه واقعا دیگه خسته شدم از این حالت...


دقیقا میترسم خودمم ک اعصابم نکشه چون دخترم خیلی اذیتمون کرد البته الان بهتر شده ولی خب همسرم خیلی ...

واقعا تصمیمیه که خودت و همسرتون باید بگیرید . آخه دلیل داره که میگم ! من وفتی بچه اول رو آوردم اونقدر بارداری سختی داشتم گفتم دیکه عمرا دومی نمیارم همین و بس . منتها سالها که گذشت دخترم همش احساس تنهایی می‌کرد و همچنین اطرافیان همش میگفتن دومی رو بیار و‌می رو بیار ! خلاصه که بلاخره تصمیم گرفتم دومی رو بیارم و البته همسرم هم دوست داشت ولی اصرار هم نمی‌کرد، بقیه خیلی میگفتن و البته بیشتر بخاطر تنهایی دخترم بود. ولی خودم آدم صبوری نبودم کلا. خلاصه که بارداری دوم بشدت سخت تر بود و اینکه پسرم خیلی مریض میشد از زمان تولد و درکل اونقدری اذذذیتتتتت شدممممم که قابل گفتن نیست . بدنم تحمل بارداری دوم رو نداشت و خلاصه هر روز ب اونایی که بهم مشاوره دادن بچه   م بیار بد وبیراه میگفتم ( تو دلم 😁😁🤦‍♀️🤦‍♀️) . پسرم بهم وابسته بود همش چسبیده بود بهم،  بعد کرونا هم اضافه شد، بچه ها همش تو خونه ،درکل نه خواب درستی داشتم تا سال ها نه استراحت. ولی خب گذشت و الان خداروشکر راضیم. و البته بچه  وم منو صبورتر کرد الان صبر و حوصله م خیلی زیاد شده . کلا مادر بودن کار سختیه انصافا والبته لذت بخش هم هست . 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ایران چه وضعشه

arlie | 11 ثانیه پیش

شکل بکارت

صادمیم | -6 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز