2777
2789
عنوان

داستان من

| مشاهده متن کامل بحث + 7414 بازدید | 96 پست

همه مراسم ها به قشنگ ترین حالت ممکن برگزار شد تمام چیزهایی که تو رویام داشتم مراسم عقد قشنگ مادرشوهر پدرشوهر مهربون خودش هم مهربون بود باهام تا عروسی کردیم همه چیز رویایی و زیبا

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

تا اینکه یه چند باری شماره ناشناس بهش زنگ میزد یکبار من جواب دادم  گفت معلومه کجایی چندبار زنگ بزنم چرا جواب نمیدی قلبم وایستاد دستام یخ زده بود به روش نیاوردم وسیله هامو جمع کردم رفتم خونه بابام هی اومد دنبالم منم پامو کردم تو یه کفش که نمیام تا اینکه فهمیدم باردار شدم بهش گفتم گفت این بچه شاید دلیلی برای برگشتت باشه برگرد به خونه اونا همش مال گذشتس اون زن شمارمو پیدا کرده تا تورو اذیت کنه

میرفت سرکار میومد نه حرف میزد نه محل میزاشت اول میگفتم شاید خسته کار تا اینکه یه شب جاشو هم عوض کرد میرفت تو یه اتاق دیگه میخوابید باهام غذا نمیخورد میگفتم من بد غذا میخورم میگفت نه فقط خوشم نمیاد باهات همسفره بشم منم بهم برمیخورد

میرفت سرکار میومد نه حرف میزد نه محل میزاشت اول میگفتم شاید خسته کار تا اینکه یه شب جاشو هم عوض کرد ...

این دوره شاغل بودی؟

ازتوشبی...                                   جامانده درمن...                                  که هرگز صبح نخواهد شد.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108