2821
2789
عنوان

داستان من

| مشاهده متن کامل بحث + 7410 بازدید | 96 پست

همه مراسم ها به قشنگ ترین حالت ممکن برگزار شد تمام چیزهایی که تو رویام داشتم مراسم عقد قشنگ مادرشوهر پدرشوهر مهربون خودش هم مهربون بود باهام تا عروسی کردیم همه چیز رویایی و زیبا

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

تا اینکه یه چند باری شماره ناشناس بهش زنگ میزد یکبار من جواب دادم  گفت معلومه کجایی چندبار زنگ بزنم چرا جواب نمیدی قلبم وایستاد دستام یخ زده بود به روش نیاوردم وسیله هامو جمع کردم رفتم خونه بابام هی اومد دنبالم منم پامو کردم تو یه کفش که نمیام تا اینکه فهمیدم باردار شدم بهش گفتم گفت این بچه شاید دلیلی برای برگشتت باشه برگرد به خونه اونا همش مال گذشتس اون زن شمارمو پیدا کرده تا تورو اذیت کنه

میرفت سرکار میومد نه حرف میزد نه محل میزاشت اول میگفتم شاید خسته کار تا اینکه یه شب جاشو هم عوض کرد میرفت تو یه اتاق دیگه میخوابید باهام غذا نمیخورد میگفتم من بد غذا میخورم میگفت نه فقط خوشم نمیاد باهات همسفره بشم منم بهم برمیخورد

میرفت سرکار میومد نه حرف میزد نه محل میزاشت اول میگفتم شاید خسته کار تا اینکه یه شب جاشو هم عوض کرد ...

این دوره شاغل بودی؟

ازتوشبی...                                   جامانده درمن...                                  که هرگز صبح نخواهد شد.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792