صبح بیدار شدم مشغول کارام شدم و همسرم صبحانه اورد همونجور درگیر کارا خوردم تا نزدیک ظهر رفتم دوش گرفتم و اماده شدم
رفتیم شیرینی خریدیم رفتیم خونه خواهرهمسرم که مادرهمسرمم اونجا بودن
هم روز مادر تبریک بگیم هم خواهرش چند روزه زایمان کرده دیدنش
رفتیم ناهارو اونجا خوردیم و یکم نشستیم و برگشتیم
شوهرم رفت سر کارش
منم نشستم زبان خوندم الان واسه استراحت اومدم سایت.