خودمم خیلی سادممممم از دست خودم عصبی ام
خواهر شوهرم زنگ زده بود من چون خواب بودم جواب ندادم الان ک زنگ زدم گفتم ببخشید خواب بودم جواب ندادم
دیشبو دیرخوابیدم صب هم ۶ صب بیدار شدم
خسته بودم خوابم گرفته بود
الانم بیشعور گفت برا خودت بخور و بخواب
خیییلی بدم اومد از این حرفش
موقعی ک خواستم قطع کنم شنیدم ب مامانش اینا میگفت خواااابه
من ۳ سال میشه ازدواج کردم ولی بچه دار نشدیم منظور این حرفشم این بودش ک راحته و فلان
حالم خوب بودااا ولی این اشغال منو بهم ریخت