سلام دوستان من خواهرم ۲۵ سالشه و حدود ۱۰ ماه هست که نامزد رسمی شده ..هم خواستگاری صورت گرفته هم مهریه حالا مشکل اصلی ما اینکه مدت زیادی هست خواهر منو بلاتکلیف گذاشتن و هیچ اقدامی برای عقد نمیکنن بماند که توی طول این ده ماه یکم اختلاف نظر مشکلات براشون ب وجود اومد اما خداراشکر زود حل شد وباعث شد هم دیگه را خیلی بهتر بشناسن مشکل اینجاست که مادرم مجبور شد بره خونه مادرشوهر خواهلم و باهاش بحرفه و بگه میخایید چکار کنید مادرشوهر خواهرم ب مادرم گفته من کاره ای نیسم خود پسرم باید تصمیم بگیره درصورتی که میدونیم دروغ میگه اخه مگه میشه خانواده طرف اونم مادر حرفی نزنه خواهرم میخاستن ۲.۲امسال برن ازمایش عقد کنن که مادرشوهرش گفته خودم زنگ میزنم خبر میدم تا اینکه یه روز خواهرم و نامزدش رفتن برگه از محضر گرفتن بعد همون شب عید مادرشوهرش زنگ میزنه بهش میگه چه غلطا با اجازه کی رفتید برگه گرفتید...حالا خواهرم هرچی ب نامزدش میگه کی بریم ازمایش بدیم هی عقب میندازه قرار بوده بعد محرم برن الان مدت زیادی میگذره پریروز مادرم و پدرم دوبار باهاش حرف زدن و هی اون هقنه اون هفته کرده دیروز با خواهرم ک حرف زده گف سه شنبه میریم حالا امشب ک خواهرم بهش زنگ میزنه میگه فردا صبح یادت نره باز مجددد عقب میندازه خواهرم خیلی اعصابش خرده داره گریه میکنه از طرفی خیلی دوسش داره لطفا نگید ک ب هم بزنه چون نمیشه محیط ما اینجور چیزا نمیپسنده تازه اونم خواهر من که مدت ده ماه اسم گذاشتن رو سرش توروخدا یه راهکار بدید
ببینید مشکلشون چیه رک بپرسید و تهدید به جدایی کتید
خواهرم یه بار سفت سخت پا گذاشت رو دلش و خاست جدا بشه نامزدش از همه جا مسدود کرد ..نامزدش اومد دنبالش و نذاشت تموم کنه و جلو پدر مادرم گف این هفته میریم ک باز عقب انداخت
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
بلاتکلیفی بدترین درده که آدمو از پا میندازه، بنظرم با این فکر که نگید بهم بزنید به خواهرت آسیب میزنید، چون همینطور بلاتکلیف میمونه و تو زندگیش هم باید منتظر باشه ببینه نظر مادر شوهرش چیه، ضمن اینکه به قول اون دوستمون ممکنه با این اوصاف اونا بهم بزنن ازدواج رو اونوقت تو همون محیطی که میگید بهم زدن نامزدی تو عرف نیست غرور خواهرت شکسته میشه، باهاشون حرف بزنید و بگید اگه تصمیم نگرفتن خواستگار داره خواهرت، از موضع بالا باهاشون رفتار کنید،
من حس خوبی به اون خانواده ندارم با توصیفاتی که شما ازشون گفتید،
امیدوارممشکل خواهرتون حل بشه زندگی خیلی خوب و شیرینی در انتظارش باشه
اما فکر میکنید خونه ی جدا راه حله کسی که بخواد دخالت کنه و کرم بریره از کیلومترها اون ور تر هم کار خودشو میکنه کافیه یه تلفن کنه مخصوصا که پسرش هم گوش به فرمانش باشه و ازش حرف شنوی داشته باشه بازم ارزوی خوشبختی میکنم برای خواهرتون