2777
2789
عنوان

💤

518 بازدید | 44 پست

میخوام برای همیشه تعلیق شم

@niniyar

نمی خوام کلا این اکانتم بمونه لطفا کلا نابودش کنید ممنون

[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️

نروووووو تاپیکات پر بازدیده که

این پربازدیدی ها به دردم نمیخوره

[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

میخوام کلا بمیرم محو و نابودم کنید

[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️

نمی دونم چرا دلم گرفت با اینکه نمی شناختمت

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
دلمون برات تنگ میشه اللهه

نمیخوام کسی دلش برای من تنگ بشه

[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️

نمی دونم چرا دلم گرفت با اینکه نمی شناختمت

میشناختینم ولی دیگه نمیشناسید

ممنون

[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️

میخوام همین الان تعلیق شم نابوده نابود😔

[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️

الهه هر کاریم کنی نابود نمیشی تاپیکات میمونه تا ابد

هیچیت نمیپره

فقط پست نمیتونی بذاری

افرادی که دنبال پر بودن یا خالی بودن لیوانن نکته ی اصلی رو از دست میدن،لیوان رو دوباره میشه پرش کرد:) من بر خلاف بعضیا مشکلی با ریپ زدن شما ندارم،ریپ بزنین تا بحث کنیم،من از شنیدن طرز فکر های مختلف لذت میبرم به شرط اینکه محترمانه بیان بشن:) خب یه بیوی کوچیک میدم که باهام آشنا بشین: یه دختر مهربون،گاهی اوقات عصبی ،دوستدار حیوانات،عاشق هنر ،بنیان گذار اکیپ بتمن های سایت:)

نمی دونم چرا دلم گرفت با اینکه نمی شناختمت

ما شمارو میشناسیم

تابستون یه شب حرف زدیم

افرادی که دنبال پر بودن یا خالی بودن لیوانن نکته ی اصلی رو از دست میدن،لیوان رو دوباره میشه پرش کرد:) من بر خلاف بعضیا مشکلی با ریپ زدن شما ندارم،ریپ بزنین تا بحث کنیم،من از شنیدن طرز فکر های مختلف لذت میبرم به شرط اینکه محترمانه بیان بشن:) خب یه بیوی کوچیک میدم که باهام آشنا بشین: یه دختر مهربون،گاهی اوقات عصبی ،دوستدار حیوانات،عاشق هنر ،بنیان گذار اکیپ بتمن های سایت:)

ما شمارو میشناسیمتابستون یه شب حرف زدیم

آهان

حالا یادم اومد

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
آهانحالا یادم اومد

آره یادتونه چه چیزایی میگفتیم تا ساعت ۷ صبح🥲🥲🥲

جلبک سبز و بچه هاششش

افرادی که دنبال پر بودن یا خالی بودن لیوانن نکته ی اصلی رو از دست میدن،لیوان رو دوباره میشه پرش کرد:) من بر خلاف بعضیا مشکلی با ریپ زدن شما ندارم،ریپ بزنین تا بحث کنیم،من از شنیدن طرز فکر های مختلف لذت میبرم به شرط اینکه محترمانه بیان بشن:) خب یه بیوی کوچیک میدم که باهام آشنا بشین: یه دختر مهربون،گاهی اوقات عصبی ،دوستدار حیوانات،عاشق هنر ،بنیان گذار اکیپ بتمن های سایت:)

میشناختینم ولی دیگه نمیشناسیدممنون

تازه یادم اومد الهه

چرا داری میری؟

الان که یادم اومد دوبرابر دلم گرفت

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز