2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من 11ساله زندکی میکنم معایبش اولا این بود که سر زده میومد مادرشوهرم و...که با کارهتی کوچولو کوچولویی که کزدم دیگه نمیاد اصلا اهل دخالت نیستن در وزود و خروجمون جداس البته محاسنش برای من بیشتره مثلا میخوام جایی برم در حد یکی دوساعت بچمو میذارم پیششون به بچم‌ دایم رسیدگی میکنن یه خواهر شوهر مجرد دارم به پسرم میرسه تو‌کاردستی و کارهتی هنر مدرسش کمکشه از طرفی چون پنج ساله پدرشوهذم فوت کردن و ما هنوز پیششون موندیم خیلی دعا میکنن واسمون و قشنگ‌برکتش را تو زندکیمون میبینم تصمیم داریم خونه دو‌طبقه درست کنیم بریم یه طبقش هم بدیم به اونا یه عیب دیگش اینه که ممکنه رو اعتقادات بچت اگه مثل هم نباشد یه مقدار تاثیر بذارن این برای من بزرگترین عیبشه

راستی مثلا مریض باشم حال نداشته باشم سرما بخوریم و ....سوپ میپزن میدن غذا میپزن گاهی میدن و...در کل برای من یه جور پشتوانه ان

اللهم صل علی محمد وآل محمد

من چاره دیگه ای نداشتم خانواده ش هم خیلی خوبن ولی من راضی نیستم.

استقلال نداری کوچکترین کاری انجام بدی فورا متوجه میشن انگار چک میشی همه جوره من نمی‌پسندم ولی مجبورم

اهل دردی كه زبان دلِ من داند، نيست...🙃
من 11ساله زندکی میکنم معایبش اولا این بود که سر زده میومد مادرشوهرم و...که با کارهتی کوچولو کوچولویی ...

سلام عزیزم چقدر خوشحال شدم بابت رابطه خوبت با خانواده شوهرت 😍

ماهم عروسمون با مامانم ایناس واقعا اخلاق زنداداشم افتضاحه حسرت دیدن دختر داداشم به دلمون موند بیچاره تازه می‌تونه راه بره وقتی میاد خونه مامانم میاد با کتک می‌بره دلمون کباب میشه چیزی هم نمی‌تونیم بگیم بهش 🥺🥺

من چاره دیگه ای نداشتم خانواده ش هم خیلی خوبن ولی من راضی نیستم. استقلال نداری کوچکترین کاری انجام ...

اره دقیقا هیچ کاری نمیتونی بکنی من الان جدام واقا هروقت دلم خواست یه کلمه به شوهرم میگم  میرم دیگه کسی نیست دخالت کنه که کجا میری از کجا میای راحت و اسوده

چند تا از نمونه های بارزش 

من خودم به شخصه همش استرس داشتم چون وقت و بی وقت میومدن ایل و تبارشون. میخواستم غذا درست کنم بدو بدو مثلا ابکش ماکارونی رو میشستم میذاشتم سر جاش که کمتر ریخت و پاش باشه. فضولی که نگم برات خودشون رو علاوه بر این که مالک پسرشون میدونستن زنش هم مالک میشدن. اینکه کی میاد کی میره. چی میخوری، چه زمانی میخوری،چی میخری از کجا میخری، کجا رفتی، کی برمیگردی. مهمون بیاد یا میارن خونت یا میگن بیا اینجا کمک و بشین و... بری خونشون میگن اینجا پلاسه میاد شکمش رو سیر کنه یا وباله نری میگن خودش رو میگیره، مادمازل خانم میخوان کلاس بذارن. عید میشه دوست دارن بری خونه تکانی براشون. از شوهر همش امار میگیرن و زن مظلوم نمایی پیش شوهر بد میکنن. شوهرت نسبت بهت حساس میشه و سرد صبح تا شب مثل دادگاه باید از خودت دفاع کنی.... من که نگفتم، من مه نکردم، من که منظورم این نبود و...به شوهر یاد میدن زنت رو بی خیال خودت تنها و یواشکی بیا اینجا یواشکی خواهرت  رو ببر این ور اونور بعد میگن چون  که اگه زنت بفهمه نمیذاره، زنت نمیذاره خواهرت رو ببینی. شوهر سرد میشه و با زبون بد جواب میده و میگه این حقته و حق من هست. تو دعوا مادرشوهر طرف پسرش رو میگیره در نهایت مثل یه مهره سوخته یا دستمال چرک میگه اصلا از اینجا برین و....آخرشم  میندازن بیرون

عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده/ به جز از عشق تو باقی همه فانی دانست
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز