دیروز مامانم داشت تصویری با دوستش تو اراک هستن حرف میزد که یهوی پسر9 سالش مث کشتی گیرا پرید رو مامانش و یهو لایو قطع شد بعد مدتی تماس گرفت مامانم گفت چی شد دوستش که میشه زیبا گفت هیچی نمیتونستم از زیر پسرم بلند شم هی زور میزدم نمیتونستم به زور بلند شدم مامانم گفت وا یعنی چی تو 30 سالته هنوز از الان اینطوری ضعیف بازی در میاری بعد گفت پاشین الان یه بار دیگه جلوی گوشی کشتی بگیرین باهم تا ببینم منم داشتم میدیدم کنار مامانم بودم در کمال تعجب پسر9 ساله زیبا در عرض چند دقیقه تعادل زیبا رو به هم زد و مامان به اون گندگیشو زد زمین و درست عین اول افتاد روش و سنگینی خودشو انداخت رو مامانش و کمر و دوتا دستاشم چسبوند زمین و تا چند ثانیه نزاشت بلند بشه یعنی مامانشو تسلیم کرد یعنی لایو تموم شد منو مامانم روز و تا اخر شب حالمون گرفته بود و عصبی بودیم
رو احترام حساسم اگه ببینم کسی بی احترامی میکنه چه بزرگ باشه چه کوچیک بهش درس احترام میدم تا حالیش بشه
سلام، موضوع بحثتون رو دوست دارم، منو مامانم خیلی اهل کشتی هستیم، ولی مامانم همیشه اسرار داره کشتی کج باشه،. از بسکه نگاه میکنه دیگه حرفه ای شده، هیشکی نمیتونه شکستش بده
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
مرسی عزیزم، تازه به اسرار و تاکید پذیرفت که دیگه تو شکم ضربه نزنه، چون ضربه بسیار دردناکیه واسه خانما، بخاطر همین مورد دوتا از همسایه ها و فامیل دیگه باهاش مبارزه نمیکنن