2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وقتی بچه بودم خواهرم (که ۹ سال ازم بزرگتره) منو نشوند و برام تعریف کرد که ما تورو نمیخواستیم وقتی مامان بابا فهمیدن رفتن یه شهر دیگه که تورو بندازن ولی مامان بزرگ نذاشت

عام من بابام خیلی عجیب بود به طور اتفاقی فهمیدم بابام تاحالا خیلی خیانت کرده اینا ولی بم نمیگفتن که ازش بدم نیادتا چندبار خودم فهمیدم به مامانم گفتم ولی هیچوقت شرمنده نبود و دعوا میکرد که دلم خواست

بابای من محدودیت های جالبی ام داره مثلا انگشتر نپوش ، لاک نزن ،پنجره باز نباشه ، تنها بیرون نرو ، با دوستات در ارتباط نباش ، شمارتو به کسی نده حتی برای کلاس های درسیم ...

من الان دهمم و تجربی ام ولی تجربی نیاوردم شبانه رفتم و تنها دلیلشم این بود که شاید اینجوری بتونم برم شهر دیگه و یکم راحت شم ولی از شدت داغونیم نمیتونم درس بخونم

من خیلی کارای اشتباهی انجام دادم که خیلی پشیمونم داغونم کرد و حتی با فکر کردن ازش حالم از خودم بهم میخوره ...

من خیلی لوسم و چون زیاد توجه از خانواده نمیدیدم سمت کشیده شدم اولاش تا یکی یچی میگفت باور میکردم و دست به کارایی زدم که کاش فقط حافظم پاک شه یادم بره

2790
2778
2791
2779
2792