یه خواستگار واسه من اومده که گویا منو تو عروسی دخترخالم دیده و خلاصه بعد کلی تحقیق به مامانم زنگ زده و گفته پسرما عاشق دختر شما شده
البته اینم بگم فقط عروسی دخترخالم منو ندیده اونجا اولین بار بوده
از اون موقع که دایی هام و خاله هام فهمیدن که این پسره اومده خواستگاری من همشون گارد عجیبی گرفتن
خالم میگه سنش زیاده درحالیکه دخترشو دامادش 20 سال اختلاف سنی دارن
یا داییم میگه مشروب مصرف میکنه ولی خب ما تحقیق کردیم آدمای خوبین
اما یه مشکلی هست که مامانم بهش اعتقاد داره جفت بودن ستاره ها که پیش دعانویس رفته گفتش ستاره های این دو نفر به هم نمیخوره
به نظرتون چیکار کنیم واقعا دارم کلافه میشم
این آقا پسر خونه داره و شغلش هم کابینت سازه شرایطش خوبهههه