تو تاپیکای قبلیم گفتم که روزی سه چهار بار بدون در زدن میاد تو خونمون.شبا تا وقت خواب تو خونمونه(ناگفته نماند شوهرم شب کاره) از اون طرفم صبح ها هم تا بیدار میشم سرسفره صبحانه دوباره میادش، خیییلی موذب میشم.امروز به شوهرم گفتم توروخدا یه کاری کنه دیگه خسته شدم مادرت دائم این طرفه، اصلا حریم خصوصی ندارم.گفتم آخه نمیشه که شبا تا وقت خواب اینجا باشه،صبح ها هم اول وقت بیادش گفتم والا مامان خودمم باشه دیگه شاکی میشم.شوهرمم گفت خودت که میدونی چندبارها هم خودم بهش گفتم هم اطرافیان اما فقط دو سه روز رعایت میکنه.گفتم پس خودم بهش میگم یا اینکه از این به بعد در رو قفل میکنم هروقت در زد باز میکنم...
گفت بخدا من درکت میکنم حق داری و اجازه داری که هرکاری که میدونی حل میشه انجام بدی.
گفتم از مادرت خواستم وقتی مهمون واسم میاد کمتر بیاد اینطرف اما بازم میاد تا لحظه آخر میشینه،اگه یوقت مهمون واسم اومد رفتم تو اتاق دیگه اگه شاکی شد خودت دیگه بهش میگی مقصر خودشه که حریممون رو شکسته، شوهرمم قبول کرد...
الان بنظرتون بخاطر آرامشم این کارارو انجام بدم خدا ازم ناراحت میشه؟؟؟
هم دلم میخواد حریم خصوصیم به هر قیمتیه حفظ بشه هم ته دلم عذاب وجدان دارم.اصلا با خودم درگیرم که چکار کنم