حدود ۱/۵سال روی رفیق داداشم کراش زدم و همکار داداشمم هست مغازه رو به روی داداشمه. اون اوایل خیلی نگاهم میکرد و دروغ چرا منم نگاش میکردم و متوجه نگاه های یواشکیش بودم. ولی همش در حد نگاه کردن بود. الان بعد ی مدت رفتم مغازه داداشم و خیلی معمولی رفتار کردم. اونم معمولی بود رفتارش. درصورتی ک دلم بدجور میخوادش و دلم میخواست ساعتها بشینم نگاش کنم و فقط برام بخنده. ولی نمیشه چون داداشم هست. بنظرتون اگ بهش زنگ بزنم و خودمو معرفی کنم و بگم بهش بریم بیرون کار اشتباهیه؟واقعا تو این مدت بجز اون چشمم کسیو ندیده. میشه کمکم کنید ک چیکار کنم؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بابد بفهمی طرف اصلا ممکنه تو ذهنش تو باشی یا نه اگه کلا نباشی چه فایده فقط خسته میشی
اخه نگاه هایی ک میکرد عادی نبود😄متوجه سنگینی نگاهش میشدم. و حس میکردم از داداشم میترسه. بعد پسره اصلا مجازی نداره. فقط ی روبیکا داره. سرش تو کار خودشه کلا