بچها من از کلاس زبان برمیگشتم
کارت پولم دستم بود رفتم نونوایی نونگرفتم نگو وقتی داشتم میومدم بیرون کارتممیفته روی زمین
فرداش شد من هنوزم نفهمیده بودمکه کارتم نیستش
طرفای ظهر بود که فهمیدم خب قاعدتا بهتره بری مسیرو یه بار کلا چک کنی از مغازه ها بپرسی اون ساعت همه جاهم بسته بود فقط دقیقا همین نونواییه باز بود
رفتم ازشپرسیدم که اقا من دیروز کارتمو گمکردم شما جلو در اینجا کسی بهتون نداده
گفت که یه اقایی پیدا کرد شمارشو داد بهم کارتم برد
حالا من وایسادم با این بحث میکنمکه چرا خب کارتو نگرفتی اخه همه مغازه ها ویتی چیزیگممیشه تو مغازه شون خب میزارنپشت شیشه یا نگه میدارن تا طرف بیاد ایننمیدونمچرا داده دست مشتریمشتریشمارشو گذاشته هیچی دیگه زنگ زدم به این طرف هر چی زدمبرنداشت پیامک دادم بهش و گفتمکه لطف کنه کارتو ببره همون نونوایی بده من برمبگیرمراستش بهترین راه همین بود ورداشته به من پیام داده یه روز باهم باشیم ازت خوشم اومده و فلان دقیقا پشت من بوده توی نونوایی و اللن یادم اومد دقیقا قیافه شو و اینکه کی هستش یه چیزای مبهمی تو ذهنمه ولی واقعا من نه اهل این کارا هستم نه اینجوری با کسی اشنا مسشم چیکارکنم هر چیبهش میگم هی میگه خودم بهت بدم کارتو مننمیخوام ببینمش به نظرتون برم کارتو بسوزونم؟ یکی دیگه بگیرم