برادر شوهرم حق بچمو خورد زیر پامونو خالی کرد ومن واقعا سپردمش دست خدا ، چندوقتیه پدر شوهرم فوت کرده ، مادرشوهرم گفته پدرتون آرزوش بود باهم خوب باشین حالا شوهرم باهاش مراوده وحرف میزنه ولی من واقعا از همشون پیش خدا شاکیم یکیشون حق بچه من رو مطالبه نکرد واون داره جلوی ما راست راست راه میره ومن نمیتونم حق بچمو بگیرم باورتون نمیشه چه کلاه ها نگذاشت ، از دست شوهرم کا خیلی ناراحتم گفتم بچتو نادیده گرفتی ،میگه مادرم گفت چکار کنم ،گفتم مادرت نمیدونست این نامرد چکار کرده واقعا از درون خرابم ، گفتم مادرت پشت بچه هاشو گرفت واز حق بچه من گذشت ، سپردمشون به صاحب این روزای عزیز