ی نفر میگفت اگ ساعت یک دلتنگ شدی عاشقی اخر شب ک همه دلتنگ میشن
ولی محمد جان خودت من امروز حواسم بود ساعت۱۲ظهر داشتم بت فکر میکردم ک کتابم خیس اشک شد
همه میگن مقصر منم ک رفتی ..خددددایا من فقط خواستم محمد جلومو بگیره بگه بیتا اسم رفتن نیار
ولی محمدم خوشحال از رفتن من گفت کاش از اول آشنا نمیشدیم
محمدم گفتی بیتا دوست داشتنت تاوان دارن و میدم
کدوم تاوان دادی دورت بکردم اونی ک چشاش از نبودت همش اشکیه اونی ک غرورشو گزاشت زیر پات من بودم
این هفتاد روز ک گزشت حتی ی بار حالمو نپرسیدی
این کدوم عاشقیه
تو عاشق نبودی اومدی منو وابسته کردب رفتی
حالا من موندم ی من بدون من ک بدون تو زندگیش شده مردگی
دوستت دارم محمد فراموشکارم