دقیقا مثل ما
مامان بزرگ و مامان من هم زنجیری ضعیفن
من الان 39 سالمه ولی مامانم مثل یه دختر بچه چکم میکنه
تو خونه خودم مدام تو استرسم
استرسی که مامانم بهم تزریق می کنه
از وقتی یادمه سر هیچ و پوچ تو دلم رو خالی کرده
هر وقت یه سرما خوردگی ساده داشتیم تو خونمون عزا بود از ترس اینکه یکی می افته می میره
ذات من قوی هست به عمه هام رفتم ولی چه فایده همه ی انرژیم رو مامان و بابام دمپ می کنن
از مهربونی زیاد هم خودشون رو نابود کردن هم ما بچه هارو