من دیشب مهمون داشتم 11 نفر من برای اینا 10 پیمونه برنج درست کردم 16 ران مرغ دو تا ظرف بزرگ خورشت قیمه من سه تا دیس دارم که یکی شون کوچیکه خواهر کوچیکم چند وقتی مهمونی میاد خونه من خیلی کم غذا میکشه بعد مهمونی شوهرم بامن جنگ داره تو چون غذات کم بود چون دیس غذات کوچک خواهرم کم غذا خورده والا من چکار کنم طرف یه دیس مرغ جلوش برداشته یه تیکه کوچولو میزاره بشقابش من چی بگم... میگه من فقط خودخوری کردم
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی