چرا وقتی میخای مراقب عزیزترین آدم زنذگیت باشی و از چیزایی ک به صلاحش نیست بهش بیشتر از ده بار گوشزد کنی و مواظبش باشی با اینکه خودشم میدونه اشتباس و بارها تکرار کرده ولی میگ ک من دارم قضاوتش میکنم و نفرین کنه من قضاوتش نکردم خیلی حالم بد شد
چرا فک میکنن آدمای غلط درست میگن و کسی که بفکر باشه میشه آدم بَده
کار درست براش زحمت داره ؟ شاید احساس ضعف میکنه بخواد اون کارو انجام بده تصمیمای درست داشتن خ ...
مثلا بهش میگم این کارت اشتباه یهویی حرفم تموم نشده داد میزنه ک آره من دیگ تکرار نمیکنم ولی من حرکاتشو میشناسم دوس ندارم اذیت شه دوس ندارم تو باتلاق گیر کنه خیلی مراقب شم ولی فک میکنه بهش بی اعتمادم دوس دارم با آرامش باهاش حرف بزنم ولی انگار از حقیقت فزار میکنه امروزم نفرینم کرد گف تو قضاوت میکنی ولی من تا مطمئن نشدم بهش نگفتم حتی باورم نکردم حقم نبود خیلی دلم شکست