شش ماهی میشه تو ماشینش گوشی مخفی، دیدم هیچی، بهش نگفتم چون بارها بهش گفتم بهم خیانت نکن دیدم چند وقته گوشیش رمز نمیزاره میگه دیگه با کسی نیستم منم همش شک داشتم حتما ی گوشی مخفی داره که دیدم شکم درسته از اون موقع دیگه خودمو ازش دور میکنم اونم عصبی میشه خوشی زیر دلت زده چرا اینطوری تو فلانی تو دلم میگم فقط خدا ازت نگذره میدونم گوشی مخفی رو بگم دیگه قید این زندگی رو بزنم
حتما قبل از اینکه بهش بگی که میدونی یا قهر کنی و دعوا راه بندازی با یه مشاور کاربلد هماهنگ کن ، چون هنوز فکر میکنه نمیدونی یه ترسی تو دلش هست اما وقتی بفهمه که میدونی دیگه ترسش میریزه میگه هرچی شد شد ، پس اصلا بهش و به هیچ کس دیگه ای نگو فقط پیش مشاور برو
همینو میگم چرا اینکارو کنه چرا عین ادم نمیاد زندگی کنه همش با این زن اون زنه
مطمئن باش اونم یه مشکلی داره ، که ناخودآگاهش به این سمت میکشدش به عنوان یه دانشجوی روانشناسی میگم تا دیر نشده زودتر وقت مشاور بگیر نشد تلفنی ، ولی خب حضوری بهتره، کسانی بودن که این مشکل رو داشتن و بعد با همسرشون خوب شدن و دوباره به زندگی برگشتن ، تا امید نشو و عاقلانه جلو برو ، تو این مدتم یه مقدار معمولی باش که شک نکنه ، زیر زیرکی کار خودتو انجام بده ، و سعی کن با نرمش کاری کنی ته دلش پشیمون بشه ،