ظهر بیرون بودم ، یکم خلوت بود هیچوقت با اتوبوس جایی نمیرم با خودم گفتم بذار با اتوبوس برم تاکسی گیر نمیومد
خلاصه رفتم و سوار شدم ی ایستگاه پایین تر ی خانوم با ی بچه تو بغلش اومد بش گفتم بیا اینجا بشین بچه بغلته
تا بلند شدم خانومی ک کنارش بود سریع اومد نشست گفت دیگه من نشستم بده بچتو بغلم نگه دارم اگه سرپا نمیتونی نگه داری .. خودشم مسن نبودم بگم مجبور شد بشینه ...
خلاصه من ب جای اون خانومه شرمم شد .. نمیدونم بعضیا چشونه 😐😐😐😐😐😐