مخصوصا رو غذاش نهار کوکو لوبیا گذاشتم انقدر حرص و جیغ زد سرم داد کشید بخدا دیگه نمیخوام تو این دنیا باشم
من تو خانواده ی آروم و کم صدا بزرگ شدم حتی نمیتونم بلند بلند حرف بزنم با هر جیغاش لرزه مینشست تو ی تنم
نگین طلاق که شرایطشو و روحیه شو ندارم چیکار کنم
به غیر از اینام خیلی بداخلاقه خیلی دوست دارم بمیرم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭