هم دست بزن داره هم از خانوادت خوشش نمیاد، هم تعیین تکلیف میکنه تنهایی بیرون نری، هم بدش میاد اون موقع شب اسنپ بگیری، هم تندخو،هم لوس که ۱۲ روزه نیومده تکلیف زندگیشو مشخص کنه.... مطمئن باش آدم عاشق تحمل نداره یک روز ازت بی خبر باشه،حتی یک روز.... کلا تا نامزدی اینو بندازش دور چون نامزدی دوران شناخته،خداروشکر خانوادت هم حمایتت میکنن پس تا دیر نشده برگرد وگرنه خدایی نکرده بعدا باید تاپیک طلاقتون رو بخونیم😐
من شوهرم ک شوهرمه پدر بچمه خانوادم بفهمن دست روم بلند کنه زنده و مرده شو از گور بیرون میکشن بعد تو نامزدت ک هیچیت نمیشه زدت باز منتظری زنگ بزنه؟؟؟تازه توهین ب خانوادتم میکنههههههه؟؟؟؟من اگه شوهرم اسم خانوادم و بیاره اولا خودم ببخشیدا میرینم ب سرتا پا خانوادش بعد ب برادرم میگم بیاد مادرش و ب عزاش بشونه چطور از الان اجازه میدی؟؟؟؟؟؟اصن چطور تا الان موندی باهااااااش؟؟؟؟؟؟؟؟
خونه بودم ،۱۰ شب بهم پیام داده دارم با دوستمو خانومش میرم بیرون .این قانون بود توی رابطمون که بدون هم جایی نریم .در حدی که مطمعن بودم هیچ وقت بدون من جایی نمیره . اگه طرفم یکی دیگه بود مهم نبود . ولی قانونی بود که خودش گذاشته بود .بهش گفتم باورم نمیشه .تو عمرا بدون من نمیری . بهم گفت دارم میرم زر نزن . بعدش بهش هرچی زنگ زدم جواب نداد .رفتم دم خونشون با اسنپ گفتم رفتی ؟! گفت اره . سوار ماشین شدیم تا خونه ما دعوا کردیم ،بهش گفتم مگه من بدون تو میرم بیرون با خواهرم و شوهرش ؟ با دوستمو شوهرش ؟ گفته دوست منو خانومش و با اون خواهر و شوهر خواهرت یکی نکن ، توام قبل اینکه با من آشنا شی با دوستت و شوهرش بیرون میرفتی . گفتم معلومه مقایسه نمیکنم .شروع کرد تحقیر خواهرم و شوهرش و بابام. منم به خانوادش توهین کردم .بعدش زد توی گوشم . منم در ماشین و باز کردم پیاده شم .موهامو گرفته بود با دستش میکشید نمیزاشت پیاده شم .مامانم همون موقع زنگ زد همه چیو بهش گفتم .اولین بار بود فهمید با خواهر و شوهرش مشکل داره .الانم گور به گور شده ۱۲ روزه . شنبه هم تولدش بود .بهش زنگ نزدم
هم دست بزن داره هم از خانوادت خوشش نمیاد، هم تعیین تکلیف میکنه تنهایی بیرون نری، هم بدش میاد اون موق ...[/QUOTE]
[QUOTE=316816370]مطمئنی نامزدتع؟
خونه بودم ،۱۰ شب بهم پیام داده دارم با دوستمو خانومش میرم بیرون .این قانون بود توی رابطمون که بدون هم جایی نریم .در حدی که مطمعن بودم هیچ وقت بدون من جایی نمیره . اگه طرفم یکی دیگه بود مهم نبود . ولی قانونی بود که خودش گذاشته بود .بهش گفتم باورم نمیشه .تو عمرا بدون من نمیری . بهم گفت دارم میرم زر نزن . بعدش بهش هرچی زنگ زدم جواب نداد .رفتم دم خونشون با اسنپ گفتم رفتی ؟! گفت اره . سوار ماشین شدیم تا خونه ما دعوا کردیم ،بهش گفتم مگه من بدون تو میرم بیرون با خواهرم و شوهرش ؟ با دوستمو شوهرش ؟ گفته دوست منو خانومش و با اون خواهر و شوهر خواهرت یکی نکن ، توام قبل اینکه با من آشنا شی با دوستت و شوهرش بیرون میرفتی . گفتم معلومه مقایسه نمیکنم .شروع کرد تحقیر خواهرم و شوهرش و بابام. منم به خانوادش توهین کردم .بعدش زد توی گوشم . منم در ماشین و باز کردم پیاده شم .موهامو گرفته بود با دستش میکشید نمیزاشت پیاده شم .مامانم همون موقع زنگ زد همه چیو بهش گفتم .اولین بار بود فهمید با خواهر و شوهرش مشکل داره .الانم گور به گور شده ۱۲ روزه . شنبه هم تولدش بود .بهش زنگ نزدم
نمیدونم والا بنظرن این برات مناسب نی اخ چرا باید تورو بزنه این از الان دس بزن داره چ برسه ب ب ...
چون روز نامزدی شوهر خواهرم به خانواده نامزدم گفته خودتون و معرفی کنید .بهشون برخورده کوچیکتر به بزرگتر اینجوری حرف نمیزنه .اینم به من گفته .منم سمت شوهر خواهر و گرفتم .گفتم چیه مگه . دو هفته بعد گفته خانوادتون همون دامادتونه که یه آدم داغونه . دوهفته بعد گفته دامادتون بی شعوره ،ان ،گهه .منم گفتم گه تویی . قبل خاستگاریم که اصن ندیده بودش ،عکس شوهر خواهر و توی گوشیم دیده با رکابی .بهم گفته این جلوت اینجوری میگرده .من نه خودم میرم نه میزارم تو بری همچین جایی . الانم که نامزدیم میگه خونتون بودن بگو نیام . بعدا هم مجبور باشم تحملشون میکنم .
این جنگلیو کجا پیدا کردی باو باهاش خراب کن بره فک نکن میرین زیر ی سقف خوب میشه این بدتر میشه ...
چون روز نامزدی شوهر خواهرم به خانواده نامزدم گفته خودتون و معرفی کنید .بهشون برخورده کوچیکتر به بزرگتر اینجوری حرف نمیزنه .اینم به من گفته .منم سمت شوهر خواهر و گرفتم .گفتم چیه مگه . دو هفته بعد گفته خانوادتون همون دامادتونه که یه آدم داغونه . دوهفته بعد گفته دامادتون بی شعوره ،ان ،گهه .منم گفتم گه تویی . قبل خاستگاریم که اصن ندیده بودش ،عکس شوهر خواهر و توی گوشیم دیده با رکابی .بهم گفته این جلوت اینجوری میگرده .من نه خودم میرم نه میزارم تو بری همچین جایی . الانم که نامزدیم میگه خونتون بودن بگو نیام . بعدا هم مجبور باشم تحملشون میکنم .
من شوهرم ک شوهرمه پدر بچمه خانوادم بفهمن دست روم بلند کنه زنده و مرده شو از گور بیرون میکشن بعد تو ن ...
چون روز نامزدی شوهر خواهرم به خانواده نامزدم گفته خودتون و معرفی کنید .بهشون برخورده کوچیکتر به بزرگتر اینجوری حرف نمیزنه .اینم به من گفته .منم سمت شوهر خواهر و گرفتم .گفتم چیه مگه . دو هفته بعد گفته خانوادتون همون دامادتونه که یه آدم داغونه . دوهفته بعد گفته دامادتون بی شعوره ،ان ،گهه .منم گفتم گه تویی . قبل خاستگاریم که اصن ندیده بودش ،عکس شوهر خواهر و توی گوشیم دیده با رکابی .بهم گفته این جلوت اینجوری میگرده .من نه خودم میرم نه میزارم تو بری همچین جایی . الانم که نامزدیم میگه خونتون بودن بگو نیام . بعدا هم مجبور باشم تحملشون میکنم .