2777
2789
عنوان

درد ودل

| مشاهده متن کامل بحث + 45 بازدید | 25 پست
ای خدا ابرومونو میبرن جلو شوهر بعداخرمیگن مگه چکارکردیم

قشنگ میفهممت.دو تا خواهرم عقد کردن ازدواج کردن بعد گدشت یه ماه از زندگی خواهرم دست ازپادرازتر اومدن به من که توشهردیگه ای هستم سربزنن.میگم کو ابجی.میگه عقدکرد وازدواج کرد.میگم چرامنو دعوت تکردی.مامانم برگشت گفت مگه توآدمی!؟گفتم میدونم لباس ندارم ترسیدی ابروت بره.انقد که به لباس اهمیت میدن.دراین حد.ساکت مونده.منم جیغ و داد.پدرم روکرده ب مادرم میگه..پاشو پاشو این دیووونس.ده دقه نبود اومده بودن.سه ساعت یاچهارساعت تومسیربودن.یه چایی نخورده ،گفتم پس علط کردین اومدین خونه من.انقدررررررر منو له کردن خدا دلیلشون کنه.در رو طوری کوبیدم پشت سرشون کل ساختمون لرزید.بعدشم رفتم بیرون باپسرم هواخوری

قشنگ میفهممت.دو تا خواهرم عقد کردن ازدواج کردن بعد گدشت یه ماه از زندگی خواهرم دست ازپادرازتر اومدن ...

ببخش ولی همچین پدرومادری نبودشون بهتره منوخواهرم شذیم مسخرع فامیل 

🕊✨🤲🏻

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

شوهرم چندماه اینجا نیومده ی ناهاروشام بهش ندادن، مجبورم بخاطر وام و بخاطراینکه یخورده پس انداز کنه ن ...

پنج ماه عقدبودم ابرو برام نزاشت مادرم.اما خواهرم سیال نامزد موند آبی ازاب تکون نخورد.تمام روزای قشنگم ب باد رفت

قشنگ میفهممت.دو تا خواهرم عقد کردن ازدواج کردن بعد گدشت یه ماه از زندگی خواهرم دست ازپادرازتر اومدن ...


خواهرم اومدخونه بابام مامانم بیرونش کرد بابامم ی ادم پول دوست خسیس اونقدر دارن اندازه هفت پشت مونده براپسراشون بفکرابروی مانیستن ماروخوردمیکنن مامانم ی زنی ک قیدابروشو زده ازاولم همین بود

🕊✨🤲🏻

پنج ماه عقدبودم ابرو برام نزاشت مادرم.اما خواهرم سیال نامزد موند آبی ازاب تکون نخورد.تمام روزای قشنگ ...

منوخواهرم هردوابرومون رفت 😓مامانم باهمه درگیره

🕊✨🤲🏻

خواهرم اومدخونه بابام مامانم بیرونش کرد بابامم ی ادم پول دوست خسیس اونقدر دارن اندازه هفت پشت مونده ...

واسه منم ب طاهرمومن ازدرون یزید.انقدربی ابروم کردن یبارمادرشوهرم کلی بهم بدوبیراگفت سرخانوادم....کاش سر خودم میگفت اونطوری نمیسوختم

ببخش ولی همچین پدرومادری نبودشون بهتره منوخواهرم شذیم مسخرع فامیل 

طوری برخورد کردن باهمسرم دیگه نمیخام حتی اسم شهرم بشنوم اززبون یکی دیگه....انقدر من ساده دل دوسشون داشتم ک حدنداشت...ولی بهم توگذرزمان فهموندن کی هستن

واسه منم ب طاهرمومن ازدرون یزید.انقدربی ابروم کردن یبارمادرشوهرم کلی بهم بدوبیراگفت سرخانوادم....کاش ...

😞منم خیلی حرف خوردم ازمادرشوهرم چ مسخره کرد بابامو ک گفت بابات سفره دارنیست چ مامانمو ک باهیچکی رفت وامدنداره عصبی نمیدونم کی هستی ولی حرفایی ک زدی حس کردم خواهرخودمی حال دلم بده دعا کن برام میترسم تافردا دوام نیارم کاری کنم دیگ دوستندارم زنده بمونم خیلی دلم گرفته کاش ندا یکاری کنه 

🕊✨🤲🏻

😞منم خیلی حرف خوردم ازمادرشوهرم چ مسخره کرد بابامو ک گفت بابات سفره دارنیست چ مامانمو ک باهیچکی رفت ...

نه گلم خواهرت نیستم.داداشم امکاناتش هست ک بیادوبهم سربزنه..اما نمیدونم کی پرشون کرده یاچی گفتن راجبم که سه ساله نگفته خواهری دارم ....منم پیش شوهرم زبوتم کوتاه همیشه ...مادرشوهرم چندین باربهم گفته تویتیمی...منم لال موندم.هرچند بخای منطقی نگاکنی بازصدرحمت ب غریبه.وقتی خواهروبرادر وپدرمادرم ارزش نمیزارن بازصدرحمت ب غریبه و نیش و کنایه هاشون....خواهرم مولتی میلیاردر....کو!؟کجاست؟!همیشه من دنبالش بودم.زنگ میزدم ب مامانم و دنبال خواهروبرادرام میگشتم پشت گوشی.فلانی کجاس چراگوشیش جواب نمیده....نگو چشم نداشتن زندگی فقیرانه و ساده منو بببنن.....چقدر دوسشون داشتم چقدر ازدلتنگیام براشون گریه کردم....اونا ندیدن ولی خداکه دید....نفهمیدن که بارفتارشون چه زخمهایی ب زندگیم و روحم زدن....همه اینا حساب وکتاب داره فردا....یه تیکه گوشت اگه توخونمون بود پنهونش میکردم تویخچال.تاوقتی خانوادم اومدن خونه من براشون کم نزارم ازنهاریاشام....اونا چیکارمیکردن....جز شماتت و طعنه کاری نمیدونسن...چقدر عمرم ب باد رفته خدامیدونه....

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792