2789
عنوان

متاهلی

119 بازدید | 18 پست

7ساله ازدواج کردم.بالای4ساله عروسی کردم یه دختر3سال دارم با یه پسر 1ماهو نیمه...

خونمون با خونه مامانم اینا 3تا کوچه فاصلس. بچه آخر خانوادم خیلی وابسته خانوادمم روزی یکی دوبار میرم اونجا ولی دخترم خیلی اذیت و خرابکاری میکنه. ،خیلی دلم میخواد طاقت بیارم و خونه مامانم اینا کمتر برم اما هرکاری میکنم نمیتونم.و متاسفانه با مادرشوهر توی یه ساختمونیم ،روزی سه چهار بار میاد تو خونمون که دیگه عصبی میشم باعث میشه از خونه فراری باشم.از یه طرفم دلم میخواد بشینم تو خونه با دوستو خانواده رفتو آمد کنم که وابستگیمون از خونه مامانم اینا کمتر کنم ولی مادرشوهرم وقتی مهمون واسم میاد کلا میاد میشینه یه لحظه هم تنهامون نمیزاره که راحت باشیم، حتی دوستام که میان اونم میاد میشینه...بخاطر همین اصلا با هیچکس رفتوآمد ندارم.

خیلی کلافه ام نمیدونم چکار کنم.

اصلا دو جون گرفتارم


خیلی ریختم بهم


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

حق داری کارش درست نیست  نظر همسرت چیه؟ اگه اونم مخالف کار مامانشه خیلی غیر مستقیم بپیچونش&nbs ...

به همسرم گفتم حتی بهشم گفته اما یه مدت رعایت میکنه بازم کاراشو تکرار میکنه

درکت میکنم واقعا بابچه هات برو پارک برین بگردین خودتونو مشغول کنبن مادرشوهرتم اومد محلش نذار 

میریم میگردیم، هر روزم خونه مامانمم ولی از دلم میخواد یکم خونه خودم باشم این نمیزاره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792