ما سالهاست که قطع رابطه هستیم. طوری که این دختر که همسن بچه خودمه تا حالا ی کلام با من هم کلام نشده. البته جاریم با تمام خانواده شوهرم قهره. وقتی این حرف به گوشم رسید بیش از اینکه از اون ناراحت بشم از مادر شوهرم که منتقل کرده ناراحت شدم. مدتها اعصابم ناراحت بود. البته شوهرم جانانه پشتم ایستاد و گفت غلط کردن که به زن من تهمت زدن. حتی چند ماه از ناراحتی با خواهر شوهر بیچارمم قهر کردم. بعد که آروم شدم باهاش آشتی کردم. این جاری من ی عفریتس. جلوی شوهرم قر میریخت و لباس باز میپوشید. تا مرز طلاق رفتیم. البته الان سالهاست که قهریم