امروزمشتری داشتم اصن یه وضعی بود
اولاگفت هیلی ارایش کمرنگ میخوام بارژقرمزجیییییغ گفتم باشه
اومدم پشت چشماشوکانسیلرزدم گفت وایسانگاه آیینه کردبعددوباره یکم سایه زدم دوباره نگاه کردهی تندتندنگاه میکرد
مژه هاشوگذاشتم گف واااای خیلی بلنددرش بیاردوباره بزار کوتاه بزاراخه مژه هاش دونه ای بودبعدهی میگفت اول بایدخط چشم بکشی اول بایدفلان کنی گفتم میدونم عزیزم نگران نباش حواسم هست چیکارمیکنم بعدابروهاشواومدم بکشم گفت نه خودم میکشم اومدکشیدگفت نیگاه اینطوربایدابروبکشی بعدهیچی نگفتم اون ابروشومن کشیدم میگف این خوب نیس بدشده( همون ابرویی که خودش کشید)
بعدگفت واقعاگفتم اره بعدنشستم گندکاریاشودرست کردم نوبت رژلب رسیدگفت خودم میزنم گفتم بزن زدبعدکج وکوله کشیدگفت کج وکوله ست گفتم خوب عزیزم نمیزاری من برات بزنم اخرش براش درست کردم اخرشم ناراضی بودانگار
۱۵۰هزارم بهم داد
فامیل شوهرم بود
انقددپرس شدم تازه کارموشروع کردم نمیدونم من ناراحت شدم یاشماهاهم میری ارایشگاه زیردست میکاپ کاروایمیسیداینکارارومیکنیدطبیعی بودبنظرتون رفتارش