امروز رفتم جلسه مشاوره دادگاه داشتیم اول ک شوهرم نیومد تا ۱۱ونیم ک مشاور هم رفتش گفت ی وقت دیگه میدم بهتون بعد از اونم اومد پیش آقایی ک پرونده هارو رسیدگی میکرد
اول ک منو دید انگار ذوق کر با خنده و ذوق نگاهم کرد
و بعد گفتم بیا داخل کارت دارن
اومذ اون آقاهه گفت مگ ما مسخره شمایی چرا سر ساعت نیامدی دیگه چشمتون روز بعد نبینه شوهرم شروع کرد داد زدن ک من درخواست طلاق دادم من مشاوره نمیخوام مشاوره تاتون نگهداریذ برای خودتون
دیگه اون آقاهه گفت از دادگاه اومده بخوای نخوای باید بیایید شرکت کنید
دیگه باز من ب آقاهه گفتم بیخشید شرمنده
از پله ها از پشتش میومدم دید منم سرعتش زیاد کرد جلو در دید من رسید دوید رفت سوار ماشین شد گازی داد ک صداش الانم تو گوشمه