2777
2789
عنوان

طلاق

| مشاهده متن کامل بحث + 507 بازدید | 47 پست
اگر شما طلاق بگیری اینقدر برات شرایط رو سخت خواهند کرد که مجبوری با هرگزینه ای حتی سن پدرت ازدواج کن ...

اخه مامانم گفته میتونم برم پیشش زندگی کنم برا همین پشتم بهش گرمه

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

درسته برای طلاق نمیشه وقت هست برای درس خواندن هم همیشه وقت هست  سعی کن زندگیتو درست کنی حال خو ...

این همه کار میکنه همش میگ پول ندارم🚶🏻‍♀️😂 خیلی خسیسه کلا خانوادگی خسیسن

من یکی سراغ دارم مث شما تو سن کم ازدواج کرده بود شوهرش کشاورز بود دوسش نداشت جدا شد الان ۳۲ سالشه با اینکه خوشگله خاستگارای درب و داغون آخرشم نتونست یه شغلی داشته باشه سنشم همینجور داره بالا میره 

مثل خانوادش فکر میکنه خیلی صحبت میکنم ولی خودخواهه  ظاهرش خوبه ولی ظاهر برام مهم نیست کشاورزه

وقتی گفتی میگن زن و چ به درس خوندن

گفتم چ شبیه خانواده شوهر منن

تااینکه گفتی کشاورزه 


فرار کن خواهرم فرررراررررررر



این مرد فوق العاده بچه ننه هم تشریف داره.ببین کی گفتمت

من با یه بچه بارها تا پای طلاق رفتم وبخاطر بچه م دارم میسوزم ومیسازم بااین مرد

فردا مجبورت میکنه بری کنار خانواده ش و یا توی روستا زندگی کنی


من کردم تو نکن

نذار بچه ت هم مث خودت بچه طلاق بشه


اگرم قرار بر ازدواجتون شد با شرط خونه مستقل و ادامع تحصیل و کار برو

تا همه این حقوق رو نگرفتی توی دفتر اسناد

ازدواج نکنی


از من بتو خواهر کوچیکترم نصیحت

کسی نبود بمن بگه

اما من بتو میگم

زنی را می شناسم من*که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن؛درون آشپزخانه*که می گوید پشیمان است*چرا دل را به او بسته؛کجا او لایق آنست؟*و با خودزیر لب گوید:گریزانم از این خانه*ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم راپس از من می زند شانه؟!* زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته*قدم هایش همه خسته*دلش در زیر پاهایش*زند فریاد:دگر بسه!"جهنم من شوهرم و خانواده شن! من جهنمو توی این دنیا تجربه کردم"بی صبرانه منتظر اون روزی هستم که تک تک بابت دونه به دونه بدی هاشون تقاص بدن... میگن دعای نی نی سایتیا گیراست ومن اینو به چشم دیدم؛دعاکنید هرچه زودتر شاغل بشم وخونه دار بشم و بتونه دخترمو بیارم کنارخودم و بادخترم یه زندگی آروم رو تجربه کنیم؛من سنی ندارم این همه درد واسه من وبچه م زیادیه!خدایا دخترم وآینده مونو به دستای پرقدرت تو می سپارم؛زندگی وآینده ای پر از آرامش و خوشبختی برامون رقم بزن....دلم برای خود سابقم خیلی تنگ شده....چه زود دیر شد....
بله ازدواج کرده همسرشو میشناسم خیلی مرد خوبیه 

اگه پشتته خودتو نجات بده 

دوسم باهمچین ادمایی ازدواج کرد بشدتم پشیمونه زن رو چ ب درس چ ب دورهمی دوستانه چ ب... حتی حق انتخاب وتصمیمم نداره 

خدایا سخته بدونم میبینی و ساکتی!! 
دقیقا هر حرفیه مادرش خبر داره خخ خونمون تو روستاس 

پس تاابد تو روستا میمونی


بجز شوهرت 

خانواده ش هم میشن شوهرت

باید بری باهاشون یا کنارشون زندگی هم بکنی

وباید بهشون جواب پس بدی

کاشکی من برگردم به دوران عقدم


تا پرتش کنم از زندگیم بیرون

رشته دبیرستانت چیه

زنی را می شناسم من*که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن؛درون آشپزخانه*که می گوید پشیمان است*چرا دل را به او بسته؛کجا او لایق آنست؟*و با خودزیر لب گوید:گریزانم از این خانه*ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم راپس از من می زند شانه؟!* زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته*قدم هایش همه خسته*دلش در زیر پاهایش*زند فریاد:دگر بسه!"جهنم من شوهرم و خانواده شن! من جهنمو توی این دنیا تجربه کردم"بی صبرانه منتظر اون روزی هستم که تک تک بابت دونه به دونه بدی هاشون تقاص بدن... میگن دعای نی نی سایتیا گیراست ومن اینو به چشم دیدم؛دعاکنید هرچه زودتر شاغل بشم وخونه دار بشم و بتونه دخترمو بیارم کنارخودم و بادخترم یه زندگی آروم رو تجربه کنیم؛من سنی ندارم این همه درد واسه من وبچه م زیادیه!خدایا دخترم وآینده مونو به دستای پرقدرت تو می سپارم؛زندگی وآینده ای پر از آرامش و خوشبختی برامون رقم بزن....دلم برای خود سابقم خیلی تنگ شده....چه زود دیر شد....
اگه پشتته خودتو نجات بده  دوسم باهمچین ادمایی ازدواج کرد بشدتم پشیمونه زن رو چ ب درس چ ب دورهم ...

فردا وقت مشاوره گرفته مامانم برم امیدوارم بتونه کمکی بهم بکنه

2790
2778
2791
2779
2792